مرکز مذاکره ایران

مقاله هایی در خصوص مذاکره و فروش انتشار داده میشود

مذاکره با افراد خودشیفته: راهکارها و توصیه‌های کلیدی برای مدیران

۱ بازديد

مذاکره با افراد خودشیفته در محیط کار ممکن است بسیار چالش‌برانگیز باشد. این افراد با تصویر بزرگ‌شده‌ای از خود، به‌دنبال تحسین و تأیید دائمی‌اند و اغلب به نیازهای دیگران توجه نمی‌کنند. در نتیجه، مدیران و افراد حرفه‌ای باید در مواجهه با چنین شخصیت‌هایی آماده باشند که راهبردهای خاصی را به‌کار گیرند. این مقاله با بررسی دیدگاه‌های علمی و ارائه تکنیک‌های کاربردی، به شناسایی رفتارهای افراد خودشیفته و آموزش روش‌های مذاکره با افراد خودشیفته به‌صورت مؤثر می‌پردازد.

خودشیفتگی چیست؟

در روان‌شناسی، خودشیفتگی (Narcissism) به معنای عشق افراطی به خود و تصویر ذهنی بزرگ از خویش است. نام این ویژگی از شخصیت نارسس در اسطوره‌ی یونانی گرفته شده؛ مردی که به انعکاس خویش در آب عاشق شد. روان‌شناسان خودشیفتگی را سبکی شخصیتی خودمحور می‌دانند که شخص را درگیر توجه بیش از حد به نیازها و خواسته‌های خود می‌کند، به‌گونه‌ای که اغلب حقوق و احساسات دیگران را نادیده می‌گیرد.

این ویژگی در یک طیف قرار دارد:
از میزان معمولی و سالم خودپسندی تا نوعی اختلال شخصیتی خودشیفته که در آن، فرد کارکرد روانی یا اجتماعی خود را از دست می‌دهد. در DSM-5، اختلال شخصیت خودشیفته یکی از زیرگروه‌های اختلالات شخصیت محسوب می‌شود که کمتر از ۱٪ جمعیت را درگیر می‌کند. به‌عبارت دیگر، کمی خودباوری و اعتمادبه‌نفس در انسان عادی است و گاهی برای موفقیت لازم است، اما وقتی این خودشیفتگی به حد افراطی برسد و باعث شود فرد اهمیت و منافع دیگران را به‌طور جدی نادیده بگیرد، نشانه‌های ناهنجار آن بروز می‌کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد اکثر افراد مقادیری از ویژگی‌های خودشیفتگی را دارند، اما تنها در کسانی که به شکل مرضی بروز می‌کند (اختلال شخصیت خودشیفته) اختلال عملکرد ایجاد می‌شود. شناخت این تفاوت‌ها، اولین قدم برای یادگیری نحوه برخورد با شخصیت خودشیفته در جلسات کاری است
طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، برای اینکه فردی از نظر بالینی خودشیفته (NPD) محسوب شود، باید حداقل ۵ مورد از ۹ معیار زیر را داشته باشد: ۱. احساس بزرگ‌منشی و خود‌اهمیتی؛ ۲. اشتغال ذهنی با فانتزی‌های موفقیت و قدرت نامحدود؛ ۳. اعتقاد به خاص و منحصربه‌فرد بودن؛ ۴. نیاز شدید به تحسین مفرط؛ ۵. حس حق‌به‌جانب بودن (استحقاق)؛ ۶. بهره‌کشی از دیگران در روابط بین‌فردی؛ ۷. فقدان همدلی؛ ۸. حسادت به دیگران یا باور به حسادت دیگران به او؛ ۹. رفتارهای متکبرانه و مغرورانه

ویژگی‌های رفتاری افراد خودشیفته

افراد خودشیفته الگوهای رفتاری مشخصی دارند که شناخت آن‌ها به هنگام مذاکره بسیار کمک می‌کند. از جمله ویژگی‌های برجسته‌ی این افراد می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • غرور و خودبزرگ‌بینی: آن‌ها خود را باارزش‌تر و برتر از دیگران می‌دانند و انتظار دارند دیگران به برتری‌شان احترام بگذارند. اغلب دستاوردهایشان را بیش از حد بزرگ جلوه می‌دهند و فکر می‌کنند شایسته‌ی پاداش‌ها و امتیازات ویژه‌اند.
  • نیاز مداوم به تحسین: خودشیفته‌ها به طوری وابسته به تعریف و تحسین دیگران هستند که اگر بازخورد مثبت دریافت نکنند، روحیه‌شان به‌سرعت تضعیف می‌شود. تمجید معمولی برای آن‌ها کافی نیست و برای حفظ حس برتری‌شان به تحسین‌های پیاپی نیاز دارند.
  • حس حق به جانب: این افراد تصور می‌کنند به‌طور خودکار سزاوار برخوردهای ویژه هستند و دیگران باید خودبه‌خود خواسته‌ها و نیازهای آن‌ها را برآورده کنند. اگر دیگران پاسخگوی انتظارات نابجای آن‌ها نباشند، معمولاً خشمگین یا بی‌احساس می‌شوند و ممکن است شروع به جریمه کردن طرف مقابل کنند.
  • سوءاستفاده از دیگران و بی‌اعتنایی به همدلی: ذاتاً افراد خودشیفته فاقد درک همدلانه‌ی کافی‌اند؛ آن‌ها دیگران را ابزار پیشبرد اهداف خود می‌دانند. بدون احساس گناه، از همکاران یا زیردستان خود برای پیشبرد منافعشان استفاده می‌کنند و نسبت به تأثیر رفتارشان بر دیگران بی‌تفاوت‌اند.
  • تحقیر و تهدید دیگران: هر کس را که حتی اندکی تهدیدی برای خودشان ببیند یا خود را از او برتر احساس کنند، تحقیر می‌کنند. به شکل مستقیم یا غیرمستقیم دیگران را کوچک می‌شمارند تا خود را بالاتر نشان دهند. این رفتارها شامل تمسخر، توهین و حتی هشدارهای لفظی و تهدیدآمیز است تا دیگران را باز دارند یا به‌زانو درآورند.

علاوه بر این موارد، در محیط کار نشانه‌های دیگری نیز دیده می‌شود. برای مثال افراد خودشیفته معمولاً دزدیدن اعتبار موفقیت‌های دیگران را در دستور کار دارند، یعنی وقتی اوضاع خوب پیش می‌رود، به‌گونه‌ای وانمود می‌کنند که همهٔ موفقیت حاصل تلاش خودشان بوده است. همچنین آن‌ها مسئولیت شکست‌ها را نمی‌پذیرند و تقصیرها را معمولاً به گردن دیگران می‌اندازند. این افراد دائماً توجه و تحسین همکاران را طلب می‌کنند؛ بنابراین در جلسات و گفتگوها تلاش می‌کنند مرکز توجه شوند و جریان بحث را به دست گیرند. اگر در محل کار نسبت به کسی حسادت کنند، دست به شایعه‌سازی و تمسخر او می‌زنند تا اعتبار آن فرد را زیر سوال ببرند. در مقابل انتقاد یا پیشنهاد تغییر، واکنشی شدید نشان می‌دهند و اغلب در مراحل اول به نظر آشتی‌جو و جذاب می‌رسند تا به‌واسطه‌ی جذابیت ظاهری، حمایت دیگران را جلب کنند؛ اما این حسن معاشرت ماندگار نیست. این الگوهای رفتاری نشان می‌دهند که مذاکره با چنین افرادی بدون آمادگی می‌تواند دشوار و پرتنش باشد. برای مثال، اگر همکار یا مدیری خودشیفته در جلسه به دنبال تحسین دائمی یا خالی کردن بار مسئولیت باشد، ممکن است گفتگو از مسیر منطقی خود خارج شود.
دو تاکتیک بسیار خطرناک که باید در مذاکره مراقب آن‌ها باشید، عبارتند از:

۱. پدیده چراغ گاز (Gaslighting): فرد خودشیفته واقعیت را تحریف می‌کند یا چیزی که گفته را انکار می‌کند تا شما به حافظه و ادراک خود شک کنید

۲. فرافکنی (Projection): آن‌ها نواقص و اشتباهات خود را به شما نسبت می‌دهند تا از احساس حقارت و شرم خود محافظت کنند.

آمادگی برای مذاکره با فرد خودشیفته

برای رسیدن به نتیجه مطلوب در مذاکره با افراد خودشیفته، باید از پیش خود را آماده کنید. طبق پژوهش‌ها و توصیه‌ی متخصصان، مراحل زیر می‌تواند کلید آمادگی باشد:

  1. شناسایی محرک‌های شما: فهرستی از موضوعات یا جملاتی که احتمالاً فرد خودشیفته را برمی‌انگیزد تهیه کنید. مثلاً ممکن است اشاره به دستاوردهای گذشته یا نقد ملایم شما را به واکنش شدید وادارد. برای هر محرک یک پاسخ مناسب (یا انحراف موضوع) از پیش آماده کنید.
  2. آماده‌کردن موضوعات امن: گفتگو را به موضوعات بی‌خطر و بی‌ارتباط با حاشیه‌ها هدایت کنید؛ موضوعاتی که علاقه‌مند است درباره آن‌ها صحبت کند و شما را هم در بحث نگه دارد. برای مثال می‌توانید به نتایج مثبت پروژه‌ها یا چالش‌های جاری اشاره کنید تا کنترل جلسه را حفظ نمایید.
  1. پیش‌بینی رفتارهای مخرب: حدس بزنید در طول مذاکره چه جملات یا روش‌هایی ممکن است برای تخریب اعتمادبه‌نفس شما استفاده کند (مانند انتقاد تند یا تهدید نامحسوس). پاسخ خود را به‌گونه‌ای آماده کنید که از پیش تعیین‌شده و منطقی باشد.
  2. تعیین اهداف و حد و مرز خود: قبل از ورود به جلسه، دقیقاً مشخص کنید دنبال چه نتایجی هستید و چه امتیازهایی را می‌توانید واگذار کنید. حداقل نتیجه‌ی قابل قبول (Bottom Line) خود را روشن کنید.
  3. حضور ذهن و اعتمادبه‌نفس مثبت: با خود بگویید من از عهده این مذاکره برمی‌آیم و اجازه ندهید ترس یا تردید در شما غالب شود. آمادگی ذهنی بالا به شما کمک می‌کند خونسردی خود را حفظ کنید.
  4. تعیین چارچوب زمانی: زمان جلسه را محدود کنید و از ابتدا این را به طرف مقابل اعلام کنید. مثلاً می‌توانید ابزار زمان‌سنج (آلارم) را مقابل خود قرار داده و پس از پایان زمان اعلام‌شده، ادامه مذاکره را به جلسه‌ی بعد موکول کنید.
  5. خودداری از واکنش‌های احساسی: استراتژی سنگ خاکستری (Grey Rock) را در پیش بگیرید: یعنی خیلی بی‌احساس و کوتاه‌میان حرف بزنید. تلاش کنید واکنش‌های عاطفی نشان ندهید و با صورت سرد و بی‌طرف جواب دهید.
  6. صریح و مختصر بودن: تا حد امکان از توجیه‌های طولانی خودداری کنید و خواسته‌ها یا توضیحات‌تان را کوتاه و واضح مطرح کنید. اگر لزومی به توضیح بیشتر نیست، مختصر سخن بگویید.
  7. ثبت توافق‌ها: در طول مذاکره نکات مهم را بنویسید و پس از جلسه، مفاد توافق را مکتوب کنید. این کار باعث می‌شود فرد خودشیفته نتواند بعداً ادعاهای جدیدی مطرح کند یا توافق‌های شفاهی را انکار نماید.
  1. برنامه‌ریزی برای دور بعد: اگر به نتیجه‌ی نهایی نرسیدید، از همان ابتدا پیشنهاد تعیین جلسه‌ی دوم را بدهید تا طرف مقابل بداند زمان محدود است و ممکن است نوبت مجددی برای مذاکره وجود داشته باشد.

یک نکته کلیدی در آمادگی حرفه‌ای این است که پیش از برچسب زدن غیرمنطقی به طرف مقابل، بررسی کنید که آیا او دچار محدودیت‌های پنهان یا کمبود اطلاعات نیست؟ گاهی رفتارهای به ظاهر خودشیفته، ناشی از این است که فرد گزینه‌های جایگزینی دارد که ما از آن‌ها بی‌اطلاعیم. همچنین، طراحی یک دکمه مکث ذهنی به شما کمک می‌کند تا فاصله احساسی خود را با فرد قلدر حفظ کنید و زره دفاعی مناسبی در برابر رفتارهای آزاردهنده او بر تن کنید.  

با این سطح از آمادگی، شما برای مذاکره با افراد خودشیفته تسلط بیشتری خواهید داشت. تصور کنید در یک شرکت فناوری، قصد دارید زمان‌بندی پروژه را با مدیری که دارای این ویژگی‌هاست نهایی کنید؛ داشتن یک نقشه ذهنی از پیش تعیین شده، کلید موفقیت شماست. شما قبل از جلسه با دقت خواسته‌هایتان را مشخص کرده و پاسخ‌های احتمالی به اعتراضات او را نوشته‌اید. در جلسه اول اجازه می‌دهید مدیر ابتدا صحبت کند، با لحنی محترمانه اما کمی تحسین‌آمیز نظراتش را تأیید می‌کنید و سپس آرام تقاضای خود را مطرح می‌کنید. با تعیین محدودیت زمانی و یادداشت توافقات، در جلسه‌ی بعدی نیز از بار مسئولیت خودشیفته بر پروژه کاسته می‌شود و هر دو طرف به نتیجه نسبی مطلوب دست می‌یابید.

استراتژی‌های مؤثر در مذاکره

مذاکره موفق با افراد خودشیفته نیازمند به‌کارگیری استراتژی‌های خاص است که هم منطق را در نظر بگیرد و هم از واکنش‌های احساسی جلوگیری کند. نکات زیر، برگرفته از توصیه‌های متخصصان مذاکره و روانشناسی هستند:

  • تمرکز بر منافع مشترک: در فرآیند مذاکره با افراد خودشیفته، استراتژی برد-برد باید به شکلی هوشمندانه بازتعریف شود. شما باید پیشنهادها را به‌گونه‌ای ارائه دهید که فرد احساس کند پذیرش آن، جایگاه و پرستیژ او را ارتقاء می‌دهد.. برای مثال، نشان دهید که تحقق خواسته‌ی شما چگونه تصویر او را در سازمان ارتقاء می‌دهد یا به شهرتش کمک می‌کند. این‌گونه فرد خودشیفته احتمالاً انگیزه بیشتری برای پذیرش پیشنهاد خواهد داشت، چون احساس می‌کند منفعت شخصی دارد.
  • گوش دادن فعال و تعریف صادقانه: احترام گذاشتن به سخنان فرد خودشیفته و نشان دادن گوش دادن فعال می‌تواند فضا را آرام کند. در مذاکره با افراد خودشیفته، به‌جای درگیری مستقیم، طوری رفتار کنید که احساس کند به حرف‌هایش گوش می‌دهید و آن‌ها را ارج می‌نهید. در عمل، می‌توانید جملاتی مانند من تحت تأثیر عملکرد شما هستم یا دیدگاه شما در مورد این موضوع جالب است به کار ببرید. این تعاریف خالی از اغراق نباشد و تنها حقیقت مورد اشاره باشد تا بعدها به عاشق‌بمبی تبدیل نشود. چنین لحن حمایتی معمولاً طرف مقابل را آرام کرده و شما فرصت می‌دهد بدون تنش، نکات خود را بیان کنید.
  • ارتباط منطقی و پرهیز از واکنش‌های احساسی: همواره به حقایق و اعداد متکی باشید و از بحث‌های احساسی و جنجال پرهیز کنید. افراد خودشیفته ممکن است با واکنش‌های توهین‌آمیز یا تغییر موضوع تلاش کنند شما را عصبانی کنند. به یاد داشته باشید که خونسرد بودن مهم است. هر چه بیشتر عصبانی شوید، قدرت بیشتری به آن‌ها داده‌اید؛ زیرا هدف خودشیفته‌ها ایجاد واکنش در شماست. بنابراین سعی کنید در لحظات تنش، نفس عمیق بکشید، خونسرد بمانید و به منطق موضوع پایبند باشید. در گفتگو از زبان من و ما استفاده کنید و بیشتر بر واقعیت‌ها و معیارها تاکید نمایید.
  • کنترل هیجانات و مدیریت امتیازدهی: اگر چه افراد خودشیفته از احساسات شما برای تحت فشار گذاشتن‌تان استفاده می‌کنند، اما شما نباید هیجاناتتان را از دست بدهید. به پیشنهادهای آن‌ها واکنش احساسی نشان ندهید و در قدم‌های امتیازدهی احتیاط کنید. هر وقت لازم است امتیازی بدهید، مطمئن شوید چیزی با ارزش متقابل دریافت می‌کنید. از تاکتیک سکوت معنادار نیز بهره ببرید: گاهی هیچ جواب کلامی ندهید و فقط سکوت کنید تا فرد مقابل در موقعیت توضیح دادن قرار گیرد.
  • تقویت عزت نفس شخصی: نشان دادن قدرت و اعتمادبه‌نفس از مهم‌ترین ابزارهای شما در مقابل یک خودشیفته است. متخصصان توصیه می‌کنند موضع خود را با قاطعیت بیان کنید و از پایبندی به حقوق خود کوتاه نیایید. وقتی فرد خودشیفته ببیند که شما آماده‌اید بدون باج‌دهی به او گفتگو را ترک کنید، به شما احترام بیشتری خواهد گذاشت. در نتیجه، عزت نفس خود را با تعیین اهداف شفاف، یادآوری ارزش‌های فردی به خودتان و تمرکز روی نقاط قوت شخصیتی‌تان حفظ کنید.

برای نفوذ بیشتر، دو تکنیک پیشرفته را به کار بگیرید:

۱. ساندویچ بازخورد: هنگام ارائه انتقاد، ابتدا از یک نکته مثبت تعریف کنید، سپس انتقاد را بیان کرده و در نهایت با یک جمله حمایتی بحث را تمام کنید تا گارد دفاعی فرد باز نشود

۲. تمرکز بر تفکر به جای احساس: افراد خودشیفته در همدلی ضعیف هستند؛ بنابراین به جای اینکه از آن‌ها بپرسید چه احساسی دارند، بپرسید چه فکری می‌کنند. آن‌ها به تصویری که در ذهن دیگران دارند اهمیت می‌دهند، نه احساسات درونی. 

نکته: افراد خودشیفته گاهی برای جلب توجه و کنترل گفتگو از ابزار عاشق‌بمبی استفاده می‌کنند؛ یعنی با تعریف و تمجیدهای اغراق‌شده تلاش می‌کنند شما را تحت تأثیر قرار دهند. این‌گونه تعریف‌ها ممکن است در ابتدا خوشایند به نظر برسد، اما معمولاً دوام زیادی ندارند و در انتهای گفتگو فرد خودشیفته ناگهان عصبانی شده و شما را سرزنش می‌کند. بنابراین هنگامی که تعریف‌های بی‌مورد و چرب‌زبانی از سوی مذاکره‌کننده می‌شنوید، هوشیار باشید و بیشتر روی حقایق و خواسته‌های واقعی مذاکره متمرکز شوید.

نمونه‌های عملی و مطالعات موردی

برای درک بهتر کاربرد استراتژی‌های فوق، در ادامه به دو مثال فرضی از محیط کار در ایران اشاره می‌کنیم:

  • نمونه ۱ – مذاکره با مدیر خودشیفته در شرکت فناوری: مدیر یک شرکت نرم‌افزاری در تهران عادت داشت در جلسات تمام دستاوردها را به نام خود بنویسد و کارمندان را به‌خاطر کوچک‌ترین اشتباهات سرزنش کند. وقتی سرپرست پروژه‌ای قصد داشت زمان‌بندی جدیدی برای یک پروژه ارائه دهد، با آمادگی وارد مذاکره شد. او ابتدا به صحبت‌های مدیر گوش داد و با لحنی محترمانه از موفقیت‌های گذشته‌ی مدیر تشکر کرد (استفاده از گوش دادن فعال و تعریف صادقانه). سپس پیشنهاد خود را طوری بیان کرد که نشان دهد تکمیل به‌موقع پروژه چگونه وجهه‌ی مدیر را در شرکت ارتقاء می‌دهد (تمرکز بر منافع مشترک). در طول مذاکره او آرامش خود را حفظ کرد و به طرف مقابل فرصت داد تا نظراتش را مطرح کند. در نهایت، با ثبت مفاد توافق (مدل پیشنهادی و زمان‌بندی دقیق) و تأکید بر امتیازهای متقابل، توانست رضایت مدیر را برای یک جدول زمانی منصفانه جلب کند.
  • نمونه ۲ – مذاکره با همکار خودشیفته در تیم فروش: خانم رضایی در یک شرکت بازرگانی متوجه شده بود همکارش آقای شریفی که فروشندهٔ موفقی است، در جلسات فروش به شکلی مدام صحبت می‌کند و دیگران را نادیده می‌گیرد تا خودنمایی کند. او برای مذاکره بر سر تقسیم وظایف تیمی آماده شد. در جلسه، خانم رضایی به نکته‌های مطرح‌شده توسط آقای شریفی توجه کرد و بارها علاقهٔ خود را به تجربه و نتایج خوب او نشان داد (گوش دادن فعال و تحسین صادقانه). سپس بدون آنکه از نقطه‌نظر خود عقب بنشیند، با ارائه‌ی داده‌های فروش و نیازهای مشتریان، استدلال‌های منطقی مطرح کرد. هنگامی که آقای شریفی انتقاد خفیفی درباره کار او مطرح کرد، خانم رضایی پاسخ نداد و صرفاً بر موضوع اصلی بحث متمرکز ماند (کنترل هیجان و اجتناب از مشاجره). با این روش، طرفین به توافق رسیدند که یک نقش جدید در تقسیم مشتریان تعریف شده و مسئولیت‌های دقیقی تعیین شود.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که با بکارگیری تاکتیک‌های گفته‌شده (مثل تمجید منصفانه، تأکید بر نتایج مشترک، ثبت توافقات و حفظ آرامش) می‌توان به نتایج ملموس دست یافت، حتی اگر طرف مذاکره‌ نیاز به تحسین یا کنترل محوری رفتار داشته باشد. در همهٔ این نمونه‌ها، مستندسازی صحبت‌ها و توافقات موجب شد طرف مقابل نتواند بعداً ادعای جدیدی مطرح کند.

نکات تکمیلی و توصیه‌های کاربردی

در کنار استراتژی‌های مذاکره، رعایت چند نکته اضافی نیز مفید است:

  • تعیین مرزهای روشن: در محیط کار قواعد روشن (از نظر فیزیکی، روانی و عاطفی) مشخص کنید. خود را شایستهٔ رفتار محترمانه بدانید و اگر فرد خودشیفته به این مرزها تجاوز کرد، به روش مناسب واکنش نشان دهید (مثلاً ترک جلسه یا یادآوری محترمانه به رفتار غیرمنطقی).
  • خودداری از جدال بی‌فایده: اگر احساس کردید فرد مقابل قصد ایجاد تنش یا جار و جنجال دارد، بیش از حد وارد بحث نشوید. پاسخ‌های‌تان را کوتاه و متمرکز نگه دارید و از جذابیت‌های کلامی او استفاده نکنید. حتی اگر اتهامی متوجه‌تان شد، با آرامش آن را نادیده بگیرید و فقط به اصل موضوع بازگردید.
  • ایستادگی و ثبات قدم: خودشیفته‌ها افراد ضعیف را ترجیح می‌دهند تا بتوانند آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین شما قاطع و استوار بایستید. به حقوق و خواسته‌های خود پایبند باشید و نشان دهید که کوتاه نمی‌آیید. این پایداری معمولاً باعث می‌شود طرف مقابل مجبور به عقب‌نشینی یا منطقی‌تر شدن شود.
  • ثبت مستندات و مراجعه به مافوق: اگر مشکلات جدی‌تر شد و فرد خودشیفته رفتار غیرحرفه‌ای نشان داد، همه موارد را مستندسازی کنید و با مدیر بالاتر یا بخش منابع انسانی در میان بگذارید. هنگام گزارش موضوع، بر شرح عینی رفتارها تمرکز کنید و از نقد شخصیتی پرهیز کنید. وجود اسناد مکتوب از پیام‌ها و توافقات گفتگوها می‌تواند به اثبات مشکلات و جلوگیری از بدفهمی‌ها کمک کند.
  • دوری از شایعات و غیبت: به‌طور کلی در محیط کار از درگیر شدن در شایعات خودداری کنید، به‌ویژه وقتی با یک همکار خودشیفته سروکار دارید. زیرا او می‌تواند حتی حرف‌های معمولی شما را علیهتان به‌کار ببرد. به هر حال، رنجانی کردن افراد دیگر در پشت‌سر ممکن است در آینده علیه خودتان بازگردد.
  • مراقب تمجیدها و محبت‌های افراطی: همان‌طور که در بالا ذکر شد، ممکن است اغراق در ستایش شما به عنوان ابزاری برای جلب اعتمادتان مورد استفاده قرار گیرد. این توجه افراطی کوتاه‌مدت است. همواره با وقفه و احتیاط به این تعارف‌ها پاسخ دهید و به هیچ‌وجه روی آن‌ها حساب بلندمدت باز نکنید.
  • حفظ حریم شخصی: مسائل شخصی را در محیط کار مطرح نکنید، زیرا افراد خودشیفته از اطلاعات خصوصی برای تحت فشار گذاشتن و دستکاری شما سوءاستفاده می‌کنند. مراقب باشید شبکه‌های اجتماعی‌تان از شلوغی پر نشود و چیزهایی درباره زندگی خصوصی‌تان به افراد قابل سوءاستفاده ندهید.
  • در صورت لزوم، گفتگو را ترک کنید: اگر پس از تمام تلاش‌ها دیدید شرایط به حدی نامناسب شده که سلامت روان و کار شما در خطر است، ترک مذاکره یا محل کار را نیز در نظر بگیرید. سلامت و عزت نفس شما در اولویت است. سازمان‌ها معمولاً پروتکل‌های حمایتی دارند، از آن‌ها کمک بگیرید تا خود را در معرض آسیب قرار ندهید.

پرسش‌های پرتکرار

سوال: نشانه‌های کلیدی فرد خودشیفته چیست؟
پاسخ: افراد خودشیفته معمولاً غرور شدید و باور به برتری خود دارند، مدام نیاز به تحسین و توجه دیگران دارند و نسبت به دیگران بی‌همدلی هستند. آن‌ها اغلب دستاوردهای دیگران را از آن خود می‌دانند، در مقابل انتقاد بسیار حساس‌اند و برای حفظ تصویر خود ممکن است دیگران را تحقیر کنند. اگر شخصی در گفتارش دائم از خود تعریف می‌کند، اشتباهاتش را گردن دیگران می‌اندازد و برای شنیدن تعریف تلاش می‌کند، ممکن است خودشیفته باشد.

سوال: چه نکاتی را در مذاکره با فرد خودشیفته باید رعایت کرد؟
پاسخ: ابتدا آرامش و اعتمادبه‌نفس خود را حفظ کنید. برای جلسات از قبل آماده باشید و درباره انتظارات‌تان تصمیم بگیرید. در مکالمه تأکیدتان بر منافع مشترک باشد و سعی کنید با گوش دادن فعال به او احساس مهم بودن بدهید. در عین حال، منطقی و هدف‌گرا بمانید و از کشیده شدن بحث به جنبه‌های احساسی جلوگیری کنید. اگر لازم باشد صحبت‌های جلسه را مستندسازی کنید تا بعداً مشکلی پیش نیاید.

سوال: چگونه در مقابل پرخاشگری یا تحقیر او خونسرد بمانم؟
پاسخ: یادتان باشد که رفتار تحریک‌آمیز او جنبه شخصی ندارد بلکه ناشی از احساس ضعف و نیاز او به کنترل است. تا حد ممکن واکنش تند نشان ندهید و لحظاتی که او سعی در تحریکتان دارد، با خونسردی جواب دهید. با خود تکرار کنید من می‌توانم این شرایط را مدیریت کنم و بر موضوع اصلی مذاکره تمرکز کنید. اگر دیدید کلماتش بی‌حاصل است، سکوت کنید یا صحبت را کوتاه نگه دارید. به خاطر بسپارید هر چه کمتر عصبانی شوید، او کنترل کمتری بر شما دارد.

سوال: آیا باید تمام نظرات یک فرد خودشیفته را بپذیرم؟
پاسخ: خیر؛ افراد خودشیفته معمولا در تغییر دیدگاه مقاومت دارند و به‌ندرت اشتباهات خود را می‌پذیرند. تلاش نکنید آن‌ها را به‌زور قانع کنید یا بحث طولانی کنید، چون معمولاً نتیجه‌ای نخواهد داشت. به‌جای آن، بر واقعیت‌ها و داده‌های ملموس تمرکز کنید و اجازه ندهید حرف‌های تحقیرآمیزشان اعتمادبه‌نفستان را زیر سؤال ببرد. خودتان را دست‌کم نگیرید و بدانید حق دارید دیدگاه متفاوتی داشته باشید.

سوال: آیا همیشه باید از مذاکره با فرد خودشیفته اجتناب کنیم؟
پاسخ: اگر موضوع حیاتی است، خیر. اما باید با ابزار مذاکره با افراد خودشیفته یعنی همان تکنیک‌های کنترل هیجان و مستندسازی وارد عمل شوید. اگر آسیب روانی بیش از حد بود، میانجی‌گری شخص ثالث یا تغییر محیط توصیه می‌شود. اگر مذاکره اهمیت بالایی دارد (مانند توافقات کاری کلان)، می‌توان با آمادگی لازم وارد مذاکره شد. اما اگر فرد خودشیفته کاملاً غیرمنطقی رفتار کند و گفتگو هر بار منجر به نتیجه منفی شود، باید روش‌های دیگر را امتحان کرد. گاهی مشارکت یک سوم شخص به‌عنوان میانجی مفید است یا حتی باید موضوع را با مقامات بالاتر یا منابع انسانی در میان گذاشت. در نهایت اگر کار در کنار چنین فردی باعث آسیب روحی و حرفه‌ای شما می‌شود، ترک مذاکره یا تغییر محل کار نیز راه‌حل‌هایی هستند که نباید دست‌کم گرفته شوند.

سوال: آیا افراد خودشیفته قابل درمان هستند؟
پاسخ: درمان این افراد از طریق روان‌درمانی (Therapy) امکان‌پذیر است، اما به دلیل نقاب اعتمادبه‌نفس کاذب، آن‌ها به سختی مشکل خود را می‌پذیرند. فرآیند درمان شامل شناخت ریشه‌های کودکی، تمرین همدلی و پذیرش مسئولیت اعمال است.

 

جمع‌بندی نهایی

در نهایت، مذاکره با افراد خودشیفته مهارتی است که بیش از منطق، به هوش هیجانی و استقامت نیاز دارد. با به‌کارگیری استراتژی‌های این مقاله، شما می‌توانید بدون فدا کردن عزت‌نفس خود، به اهداف کاری‌تان دست یابید و جلسات را به نفع سازمان هدایت کنید.. به یاد داشته باشید که در هر مذاکره‌ای، محدودیت‌های خود را بشناسید و عزت نفس‌تان را فدای جلب رضایت دیگران نکنید. حفظ ثبات قدم و تمرکز بر اهداف شخصی (توسعه‌ی کسب‌وکار، پیشرفت حرفه‌ای) کلید مدیریت موفق رفتار افراد خودشیفته است. به این ترتیب می‌توانید از مهارت‌های مذاکره برای همسو کردن اهداف خود با منافع طرف مقابل حتی در شرایط دشوار بهره ببرید، بدون آنکه جایگاه حرفه‌ای و روانی خود را به خطر بیندازید.

 

https://irannegocenter.ir/

۰ ۰

دیگر از ندانستن تکنیک سوال پرسیدن رنج نبرید!

۰ بازديد

ورود به بحث تکنیک سوال پرسیدن بدون آگاهی از استراتژیِ پرسش سوال، سود چندانی نخواهد داشت؛ لذا در این مقاله ابتدا استراتژی انتخاب سوال و سپس بخشی از تکنیک سوال پرسیدن را بررسی می‌کنیم. با مجموعه آموزشی بسازیم همراه باشید.

علت سوال پرسیدنِ خود را دقیقاً مشخص کنید

در حقیقت، اولین تکنیک سوال پرسیدن، مشخص کردن هدف سوالی است که می‌پرسیم، محدوده‌ی علت سوال‌ها بسیار بیشتر ازآنچه است که در نگاه اول به نظر می‌رسد.

باید توجه داشته باشید که هدف از سوالی که می‌پرسید کدام‌یک از موارد زیر است:

  1. سوالاتی که به‌قصد جلب نظر و دقت دیگران مطرح می‌شود:

گاهی برای این‌که توجه فرد یا تعدادی از انسان‌ها را به موضوعی جلب کنیم اقدام به پرسیدن سوال می‌کنیم.

فرض کنید که شما در یک سمینار برای دارندگان کسب‌وکارهای اینترنتی در حال سخنرانی هستید و سخن خود را با این پرسش آغاز می‌کنید:

«آیا می‌دانید که بزرگ‌ترین فروشگاه اینترنتی جهان یعنی آمازون، هرگاه به مدت یک ثانیه با تأخیر در باز شدن صفحه‌ی وب‌سایتش توسط هزاران کاربر مواجه می‌شود؛ میلیون‌ها دلار فروش خود را از دست داده و ضرر می‌کند؟!»

  1. سوالاتی که برای سنجش سطح آگاهیِ مخاطب یا مخاطبان مطرح می‌شود:

نوع دیگری از تکنیک سوال پرسیدن در رابطه با آزمودن سطح آگاهی دیگران به کار گرفته می‌شود، به‌عنوان‌مثال، وقتی شما می‌خواهید خودروی خود را به دیگری امانت دهید از او می‌پرسید: «آیا گواهینامه‌ی رانندگی داری؟» و یا این سوال را به شکل غیرمستقیم مطرح می‌کنید.

  1. سوالاتی که به‌منظور مشخص کردن یک مشکل پرسیده می‌شوند:

فرض کنید که در یکی از دستگاه‌های فتوکپی که یک فروشنده‌ی ماشین‌های اداری فروخته است، مشکلی پیش آمده و مشتری با او تماس گرفته؛ در چنین حالتی فروشنده، سوالاتی در مورد نحوه‌ی استفاده‌ی مشتری از دستگاه فتوکپی و جزئیات دیگر آن خواهید پرسید تا بتواند به منبع مشکلِ پیش‌آمده پی ببرد.

  1. سوالاتی که برای ترغیب دیگران به تفکر مجدد در مورد یک موضوع پرسیده می‌شوند:

تکنیک سوال پرسیدن می‌تواند در مواردی که می‌خواهیم مخاطبانمان را به اندیشیدنِ بیشتر ترغیب کنیم؛ به کار برده شود.

به‌عنوان‌مثال، یک طراح دکوراسیون داخلی می‌تواند از یکی از مشتریانش که نسبت به استحکام شیشه‌ی «سیکوریت» نظر مثبتی ندارد بپرسد: «آیا فکر می‌کنید تمامی مدل‌های شیشه‌ی سیکوریت، شکستنی هستند؟»

  1. سوالاتی که جنبه‌ی ساختاربندی و تنظیم دارند:

مثال: «آیا از ساعات سرویس‌دهی ایاب‌وذهاب رضایت دارید؟»

  1. سوالاتی که برای نتیجه‌گیری پرسیده می‌شوند:

مثال: «آیا با توجه به نرخ تورم، هنوز می‌خواهید درزمینه‌ی املاک، سرمایه‌گذاری کنید؟»

 

مهارت‌های سوال پرسیدن

آموختیم که پیش از مطرح کردن هر سوالی، هدف از آن سوال را طبق نمونه‌هایی که در اختیارتان قرار گرفت؛ برای خودمان مشخص کنیم.

پس از مشخص کردنِ هدف پرسش، تکنیک سوال پرسیدنِ مناسب با آن هدف را انتخاب خواهیم کرد.

تکنیک سوال پرسیدن می‌تواند در پکیج‌ها و بسته‌بندی‌های مفهومیِ مختلفی تعریف و ارائه شود و به تعداد کم‌تر یا بیشتری تقسیم‌بندی گردد. آنچه مهم است؛ درک و به کار بردن درست تکنیک است و نه نوع تعریف لفظی آن.

برای شروع باید با چند نوع تکنیک سوال پرسیدن که مشهورتر از بقیه هستند آشنا شده و سپس با طرز استفاده از سوالات ترکیبی (پرسش مخروطی) آشنا شوید. به این منظور از ساده‌ترین و درعین‌حال مهم‌ترین تکنیک سوال پرسیدن یعنی سوالات بسته و سوالات باز شروع می‌کنیم.

تکنیک پرسیدن سوال بسته و سوالات باز، منطبق با هدف سوال

در اکثر موارد، هر سوالی که پاسخ تک‌کلمه‌ای یا بسیار کوتاه داشته باشد «سوال بسته» محسوب می‌شود. به‌عنوان‌مثال اگر از شما سوال کنند که: «آیا کتاب کپسول مذاکره را خوانده‌اید؟» شما در پاسخ به این سوال به‌احتمال‌قوی از کلمات «بله» یا «خیر» استفاده خواهید کرد.

دقت داشته باشید که بسته به موقعیت، گاهی مطرح کردن غلطِ یک سوال بسته می‌تواند موجب پایانِ گفتگوی شما با یک شخص یا اشخاص شود.

حال با فرض این‌که کتاب کپسول مذاکره را خوانده باشید؛ اگر از شما بپرسند: «این کتاب، کدام جنبه‌های اصول و فنون مذاکره را آموزش می‌دهد؟» نمی‌توانید با یک کلمه به آن جواب دهید و لازم است که برای پاسخ دادن به این پرسش، حداقل یک جمله‌ی کامل و یا ده‌ها جمله بر زبان بیاورید.

چنین سوالاتی که پاسخ دادن به آن‌ها مستلزم توضیح است، «سوالات باز» نام دارند که یک نوع تکنیک سوال پرسیدن هستند.

اگر به ساختار سوالات باز دقت کنید خواهید دید که پاسخِ هر سوال باز در مورد یکی یا همه‌ی موارد زیر توضیح می‌دهد:

  • چرا؟
  • چطور/ چگونه؟

از سوی دیگر، پاسخ دادن به «چرا؟» و «چطور؟» به جوابی که داده شده، حالت توصیفی می‌بخشد؛ پس در تکمیل تعریف سوالات باز می‌توان این نکته را نیز اضافه کرد که سوال باز، سوالی است که پاسخ به آن، حالت توصیفی داشته باشد.

هنگام استفاده از هر سوالی و بخصوص سوالات باز، ملاحظه کنید که با استفاده از کدام‌یک از الگوهایی که برای هدف‌های سوال پرسیدن ارائه کردیم، می‌توانید پاسخ کامل‌تری از مخاطب یا مخاطبانتان بگیرید.

تکنیک سوال پرسیدن با توجه به سه عاملِ موضوع، زمان و مکان

وقتی‌که هدف و نوع سوال خودتان را مشخص کردید؛ نوبت به اجرای پرسش می‌رسد. در هنگام سوال پرسیدن، برای رسیدن به بهترین نتیجه‌ی ممکن، این سه مورد را نیز در نظر داشته باشید:

  • موضوع سوال: اگر یک محقق به‌اتفاق چند نفر دیگر سرگرم تحقیق باشد تعداد و گستردگی سوالات او بسیار زیاد خواهد بود ولی همان تعداد سوال در موقعیتی دیگر، غیرعادی تلقی خواهد شد؛ پس بین تعداد و نحوه‌ی سوال خود با موضوعی که سوال راجع به آن است؛ هماهنگی برقرار کنید تا پاسخ دادنِ مخاطب به سوالاتتان در نظر او عادی و لازم جلوه کند.
  • زمان و مکان سوال: همیشه باید از خود بپرسید که آیا اکنون زمان و مکان مناسبی برای طرح کردن سوال موردنظر من هست یا نه؟

نکته‌ی دیگر این‌که همیشه باید بین دو سوال متوالی که مطرح می‌کنید؛ حداقل سه ثانیه مکث کنید تا مخاطبتان، هم به اهمیت سوال ازنظر شما پی ببرد و هم مفهوم آن را کاملاً درک کند.

لازم است تکنیک سوال پرسیدن را در زندگی روزمره‌ی خود تمرین کنید. در مقاله‌های بعدی به آموزش مهارت پرسش‌های ترکیبی و سایر موارد تکنیک سوال پرسیدن خواهیم پرداخت

https://irannegocenter.ir/
۰ ۰

7 استراتژی برای سوال پرسیدن در اینستاگرام!

۱ بازديد

در این مقاله موضوع سوال پرسیدن در اینستاگرام به‌عنوان یکی از زیرمجموعه‌های موضوع هنر سوال پرسیدن در شبکه‌های اجتماعیِ مُجاز مطرح می‌شود.

استفاده‌ی هوشمندانه از قابلیت سوال پرسیدن در اینستاگرام می‌تواند برای شما که از این شبکه‌ی اجتماعی درزمینه‌ی کسب‌وکار، آموزش و یا تعامل فردی استفاده می‌کنید؛ موفقیت‌هایی به همراه بیاورد که با گذشت زمان به اهمیت آن بیشتر پی خواهید برد.

بدیهی است که منظور من از مطرح کردن نحوه سوال پرسیدن در اینستاگرام توضیح فنی قابلیت استیکرِ QUESTIONS در اینستاگرام نیست بلکه پرداختن به بحث آموزش نوع سوال پرسیدنِ مؤثر در فضای مجازی است که درنهایت، ترافیک و توجه بیشتر کاربران اینستاگرام را به‌سوی شما جلب کند.

فقط یادتان باشد که با استفاده از استیکر QUESTIONS هم می‌توانید سوال بپرسید و جواب بخواهید و هم می‌توانید از کاربران طلب کنید که سوالی از شما بپرسند؛ البته برخی از شیوه‌هایی که از این مقاله خواهید آموخت؛ حتی بدون استفاده از قابلیت QUESTIOS نیز در اینستاگرام قابل‌استفاده هستند.

روش‌های حساب‌شده‌ی سوال پرسیدن در اینستاگرام!

  1. در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کنید؟

آموزش سوال پرسیدن در اینستاگرام را با سوالی شروع می‌کنم که در زندگی واقعی نیز یک سوال یخ‌شکن و به‌اصطلاحِ دقیق‌ترش opening است.

شما با استفاده از سوالِ «در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کنید؟» می‌توانید شروع یک ارتباط‌گیریِ وسیع را با استفاده از قابلیت QUESTIONS اینستاگرام فراهم کنید.

دلیل انتخاب این سوال این است که یکی از علت‌های اصلی به وجود آمدن شبکه‌های اجتماعی، میل انسان‌ها به مطرح کردن و به اشتراک‌گذاریِ تجربیات زندگی‌شان است و این سوال نیز دقیقاً در راستای برآورده کردن همین میل انسان‌ها طراحی شده.

برحسب حرفه یا علاقه‌ای که در صفحه‌ی اینستاگرامتان تعقیب می‌کنید، اقدام به طرح چنین سوالی کنید؛ به‌عنوان‌مثال در موارد مربوط به شغل و حرفه می‌توانید بپرسید: «الآن روی چه پروژه‌ای کار می‌کنید؟» یا: «در حال حاضر مهم‌ترین هدف شما چیست؟»

  1. از محصول ما چطور استفاده می‌کنید؟

یکی از کاربردی‌ترین روش‌های سوال پرسیدن در اینستاگرام مربوط به همین سوال است. امروزه بخش قابل‌توجهی از کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ و حتی شخصی، از طریق اینستاگرام در حال فعالیت هستند. سوالِ «از محصول ما چطور استفاده می‌کنید؟» یکی از سوال‌های کلیدی محسوب می‌شود.

با طرح این سوال با یک تیر دو نشان خواهید زد. ازیک‌طرف با مشتریانِ بازار هدفتان ارتباط نزدیک‌تری برقرار خواهید کرد و از طرف دیگر به برخی اطلاعات مهم در مورد جنبه‌های مختلف محصولتان از دیدگاه مشتریان و مخاطبان دست خواهید یافت و با در نظر گرفتن این اطلاعات، امکان خواهید یافت قدم مهمی در بهینه‌سازیِ محصولاتتان و یا نوع پخش و فروش آن‌ها بردارید.

سعی کنید این سوال را کمی متنوع بپرسید و عواملِ «که- چه وقت- چرا- کجا» را بسته به نوع محصولتان در این سوال بگنجانید.

مثال می‌خواهید؟ بفرمایید این هم مثال: «کسی که از همه بیشتر دوست داری این محصول/ خدمت را با او به اشتراک بگذاری کیست؟ لطفاً او را تگ کن.»

  1. منبع الهام شما چیست یا کیست؟

سوال پرسیدن در اینستاگرام باید با علایق انسان‌ها در ارتباط باشد. علت طرح سوال فوق این است که انسان‌ها دوست دارند خود را خوب حس کنند و در درونشان حسی خوب داشته باشند و سخن گفتن از منبع الهامشان این حس خوب را به آن‌ها خواهد داد.

نوع جزئیات طرح این سوال را بسته به تصویری که برای اینستاگرام انتخاب می‌کنید؛ طراحی کنید. مثلاً: «قهرمان تو کیست؟!»

  1. چه چیزی را بیشتر از هر چیزی دوست داری؟!

این سوال را می‌توانید در مناسبت‌ها، فصل‌ها، مکان‌ها، وقایع تاریخی یا در مورد گروه‌های هنری و یا اشخاص مطرح کنید و از پاسخ کاربران به پشت پرده‌ی میل و اشتیاق آن‌ها پی ببرید.

می‌توانید این سوال را طوری مطرح کنید که با محصول یا خدمتتان مرتبط باشد و یا در کل، توجه کاربران بازار هدفتان را به خود جلب کند.

 

  1. X را ترجیح می‌دهید یا Y را؟!

هنگام سوال پرسیدن در اینستاگرام به یاد داشته باشید که هر کسی در مقایسه‌ی دو مورد، به‌هرحال یکی را بیشتر خواهد پسندید ولی اگر فقط یک گزینه وجود داشته باشد شاید آن را اصلاً نپسندد و به سوال شما جواب ندهد؛ پس می‌بینید که نحوه سوال پرسیدن در استوری اینستاگرام ریزه‌کاری‌های خودش را دارد!

با استفاده از این روشِ سوال پرسیدن در استوری اینستاگرام، شرکت‌های بزرگ، ریسک سرمایه‌گذاری خود بر روی یک محصول را برآورد می‌کنند. شما نیز می‌توانید برای توسعه و بهبود محصول یا خدمتی که در اینستاگرام عرضه می‌کنید؛ از این روش بهره ببرید.

  1. آیا می‌دانستید که ...؟

سوال پرسیدن در اینستاگرام می‌تواند مرتبط با استفاده‌ای برای مخاطبان باشد. می‌دانیم که از شبکه‌های اجتماعی، استفاده‌های زیادی می‌شود؛ به‌عنوان‌مثال، استفاده‌ی ارتباطی، کسب الهام و ایده، فروش محصولات و خدمات.

یکی دیگر از استفاده‌های مهمی که از شبکه‌های اجتماعی مختلف به عمل می‌آید موضوع آموزش دادن است.

مهم نیست که چه حرفه یا علاقه‌ای دارید؛ در مورد حرفه یا علاقه‌ای که در صفحه‌ی اینستاگرامتان تعقیب می‌کنید؛ اطلاعات ارزشمند را جمع‌آوری و از طریق انتشار آن‌ها مخاطبان بیشتری به صفحه‌ی اینستاگرامتان جذب کنید. به‌عنوان‌مثال می‌توانید چنین موضوعی مطرح کنید: «بهترین راه‌کارهای کسب تخصص در حوزه‌ی فعالیت شما!»

هم‌چنین می‌توانید در مورد اساس و ریشه‌ی محصول یا خدمتی که عرضه می‌کنید نیز اطلاعات ارزشمند را جمع‌آوری کرده و در قالبِ «آیا می‌دانستید که...» در اختیار مخاطبانتان قرار دهید. این کار باعث می‌شود به‌مرور در حوزه‌ی کاریِ خود به‌عنوان یک منبع موثق شناخته شده و جا بیفتید.

  1. سوال‌های خنده‌دار اینستاگرام!

همیشه مجبور نیستید که جدی باشید! می‌توانید با طرح سوال‌های خنده‌دار، مخاطبان بیشتری را جذب کنید اما برای استفاده از این استراتژی باید دو مورد را حتماً در نظر داشته باشید:

  • لازم است روحیه و سلایق بازار هدف و مخاطبانتان را به‌خوبی شناخته باشید.
  • از خطوط قرمز آن مخاطبان آگاه بوده و در پست‌های اینستاگرام خود از آن خطوط قرمز عبور نکنید.

مطمئنم که با به‌کارگیری 7 استراتژی سوال پرسیدن در اینستاگرام و با اضافه شدن تجربیاتتان در این زمینه، شاهد رشد کمی و کیفیِ مخاطبان و نیز افزایش فروش محصول یا خدماتتان خواهید بود.

     


https://irannegocenter.ir/

۰ ۰

مرکز مهارت های سوال پرسیدن!

۲ بازديد

در این مقاله با مهارت های سوال پرسیدن ازجمله انواع اهداف پرسش؛ انواع سوالات بسته و باز و نیز با شیوه‌ی «قیف سوال»، آشنا خواهید شد. با مجموعه آموزشی بسازیم همراه باشید.

ابتدا هدف اصلی سوال پرسیدن خود را مشخص کنید

آموختن مهارت های سوال پرسیدن ازآن‌رو ضروری است که انسان‌های موفق با مطرح کردن پرسش‌های درست به جواب‌های مطلوب خود می‌رسند.

قدم اول در فراگرفتن مهارت های سوال پرسیدن تعیین هدف پرسش است تا با داشتن تصویری واضح از هدف پرسشمان برای آن از مناسب‌ترین نوع مهارت های سوال پرسیدن استفاده کنیم.

در اغلب موارد، هدف از پرسش می‌تواند یکی از منظورهای در پی آمده باشد:

  1. تشویق فرد یا افراد به مشارکت در گفتگو
  2. جلب‌توجه بیشتر مخاطب
  3. به فکر واداشتن طرف مقابل
  4. القای دیدگاهی خاص به شخص
  5. پی بردن به مشکل فرد مقابل
  6. پی بردن به نکته‌ای شخصی در مورد مخاطب
  7. شفاف‌سازیِ ابعاد مختلف یک موضوع
  8. کسب اطلاعات مختلف و تحقیق
  9. سنجش علمی
  • نشان دادن علاقه‌ی خود به دیگری
  • ایجاد رقابت
  • تحمیل غیرمستقیم عقیده به مخاطب
  • حفظ کردن کنترل گفتگو (چون شخص سوال‌کننده همیشه کنترل گفتگو را در اختیار دارد).

بخش اول مهارت های سوال پرسیدن: تعیین نوع پرسش

پس از این‌که هدف سوال خودتان را مشخص کردید؛ نوبت به تعیین نوع سوال مناسب برای رسیدن به آن هدف می‌رسد.

در اینجا مهم‌ترین انواع سوال را برای شما شرح می‌دهیم و محور آموزشمان در مورد توضیح سازوکار سوالات باز و بسته و استفاده از شیوه‌ی «قیف سوال» خواهد بود:

  1. سوالات بسته: این مورد، همراه با سوالات باز، جزو مشهورترین مهارت های سوال پرسیدن هستند.

پاسخ به سوال‌های بسته در اغلب موارد با بیان یکی دو کلمه مقدور است؛ مثال: «آیا شما به اروپا سفر کرده‌اید؟»

چنین پرسش‌هایی به‌سرعت می‌توانند پاسخ داده شوند و ازنظر اهداف سوال پرسیدن، وقتی به‌تنهایی و بدون ترکیب با سوالات باز به کار بروند؛ بیشتر، برای کسب اطلاعات و یا دانستن نکته‌ای تحقیقی یا علمی پرسیده می‌شوند. (موارد شماره‌ی هشت و 9 از فهرست اهداف سوال پرسیدن).

نام برخی از این نوع پرسش‌های بسته «پرسش فراخوانی» نام دارد که در پاسخ به آن اطلاعاتی به یاد آورده می‌شوند. (پرسش فراخوانی در سوال‌های باز نیز کاربرد دارد.)

توجه داشته باشید که استفاده‌ی غلط از سوال بسته در گفتگوها می‌تواند موجب قطع گفتگو و خاتمه‌ی ارتباط شود؛ لذا لازم است که هنگام اجرای هریک از اهداف گفتگو، ترکیبی از سوالات باز و بسته را به میزان موردنیاز به کار ببرید تا جریان گفتگوی شما با فرد مقابل ادامه یابد.

  1. سوالات باز: سوالات باز با یکی دو کلمه قابل پاسخ‌گویی نیستند و نیاز به توضیح در مورد «چرایی»، «چگونگی» و «چیستی» یک موضوع دارند و پاسخ آن‌ها دارای محتوای توضیحی است.

اکنون می‌خواهیم شیوه‌ا‌ی را توضیح دهیم که طیِ آن با استفاده از فقط یک سوال بسته:

  • بین مخاطب و خودتان حس هم‌دلی و هم‌فکری به وجود بیاورید

و یا:

  • در صورت دریافت پاسخ منفی، بلافاصله بتوانید یک سوال باز مطرح کرده و گفتگو را ادامه دهید.

به این منظور از «سوال خبری» استفاده کنید. سوال خبری سوالی است که به‌تنهایی جواب خاصی ندارد و فقط موضوعی را در قالب سوال اطلاع می‌دهد ولی یک شگرد بسیار مؤثر برای کسب هم‌دلی یا به صحبت واداشتن طرف مقابل است. به مثالی کاربردی برای سوال خبری توجه فرمایید:

فرض کنیم فردی در جمع دعوت‌شدگان به یک مصاحبه‌ی استخدامی حضور دارد و از یکی از حضارِ ناآشنا که در کنار او نشسته است؛ می‌پرسد:

«این شرکت، شرکت خیلی خوبی است، به نظرتان این‌طور نیست؟»

اگر مخاطب در مقام پاسخ، حرف وی را تأیید کند، پرسشگر، اولین قدم را درست برداشته و در حقیقت تأییدیه‌ای از طرف مقابل گرفته و راه برای طرح پرسش‌های بعدی هموار شده است.

اگر به فرض، مخاطب بگوید: «نه»، فرد پرسشگر می‌تواند این بار به‌راحتی یک پرسش باز را مطرح کند؛ مثلاً بپرسد:

«چرا این شرکت ازنظر شما چندان خوب نیست؟»

در شگردی دیگر، اگر هدف شما از سوالی که می‌خواهید مطرح کنید به فکر واداشتن یا القای موضوعی خاص به فرد مقابل باشد (مورد شماره‌ی چهار از فهرست اهداف سوال پرسیدن) می‌توانید از شگرد «سوال راهبردی» استفاده کنید.

مثال برای سوال راهبردی: «جناب معمار! به نظر شما کار این ساختمان را چقدر زوتر از مهلتی که مقرر شده؛ تمام خواهند کرد؟»

در سوال فوق، پرسشگر، این فرض را بدیهی تصور کرده که کارِ بناکننده‌ی ساختمان، زودتر از موعد مقرر به پایان خواهد‌ رسید و از این طریق می‌خواهد معمار مذکور را به فکر وادارد یا او را به سرعت عمل بیشتر متعهد کند.

«پرسش تلقینی» نیز یکی دیگر از مهارت های سوال پرسیدن است که به پرسش راهبردی شباهت دارد و منظور از آن تمرکز مخاطب بر روی بخش خاصی از یک موضوع است.

مثال برای پرسش تلقینی: «امروز اداره خوب بود؟»

لحن این سوال، مخاطب را ابتدا بر روی وقایع مثبت محل کارش در آن روز متمرکز می‌کند.

«پرسش‌های بدیهی» نیز یکی دیگر از مهارت های سوال پرسیدن هستند که جواب خاص یا مهمی ندارند و هدف از آن‌ها فقط درگیر کردن ذهن شنونده است.

مثال برای پرسش بدیهی: «چه کسی میل ندارد در سنین پیری ثروتمند شود؟»

چنین سوالی پاسخ دارد ولی پاسخ خاصی نیست و فقط برای تمرکز حواس مخاطب مورداستفاده قرار می‌گیرد.

برای ایجاد حس رقابت بین یک جمع، بخصوص در محیط‌های آموزشی از شگرد «سوال رقابتی» (منطبق با مورد شماره‌ی 11 از فهرست اهداف سوال) استفاده کنید.

مثال برای سوال رقابتی: «چه کسی بلد است بگوید که چرا (...)؟»

گاهی می‌توان با طرح سوال، فرد مقابل را در مخمصه گذاشت و حتی علی‌رغم میل او پاسخ مثبت از وی گرفت. آموزش این شگرد را نه به خاطر انجام آن بلکه برای این‌که از این شیوه ضربه نخورید؛ در اینجا ذکر می‌کنیم. (مربوط به مورد شماره‌ی 12 از فهرست اهداف سوال).

در این شیوه از مهارت های سوال پرسیدن ابتدا تا سه سوالِ بسته که پاسخ یک‌کلمه‌ای دارند و پاسخِ آن‌ها از طرف شما حتماً مثبت خواهد بود را از قبل آماده کرده و از شما می‌پرسند و چون ذهن انسان در صورت دو تا سه بار تأیید پی‌درپیِ سخنِ یک شخص؛ باقی مواردی را که همان شخص بگوید؛ بسیار راحت‌تر تأیید می‌کند؛ سوال تحمیلی را در آخر، چنین مطرح می‌کنند:

«آیا فکر نمی‌کنید که (فلان موضوع) در (فلان حالت) صحیح است؟»

در این هنگام فردی که قبلاً چند بار جواب مثبتِ تک‌کلمه‌ای به آن شخص داده به‌نوعی در محظور و تنگنا قرار می‌گیرد و بی‌اختیار به سوال اصلی نیز (که در حقیقت تحمیل عقیده است و سوال نیست) پاسخ مثبت می‌دهد.

مهارت های سوال پرسیدن: قیف پرسش (Funnelling):

یکی از مهارت های سوال پرسیدن، «قیف پرسش» نام دارد که طیِ انجام آن ابتدا و معمولاً با سوالات بسته که جواب کوتاه دارند شروع می‌کنند و سپس به جزئیات وارد شده و به سوال‌های باز می‌رسند.

این شیوه را برعکس نیز می‌توان انجام داد یعنی می‌توان ابتدا یک سوال باز پرسید و بعد با استفاده از سوالات بسته و بسته‌تر، دامنه‌ی سوال را محدود و محدودتر کرد.

مثالی کوتاه و ساده برای قیف پرسش که از سوال بسته به سوال باز می‌رسد؛ چنین است:

سوال اول: چند نفر در جلسه‌ی امتحان ریاضی حضور داشتند؟

جواب: 30 نفر

سوال دوم: چند نفر در امتحان قبول شدند؟

جواب: سه نفر!

سوال سوم: چه عواملی باعث می‌شود قبول شدن در درس ریاضی مشکل‌تر از بقیه‌ی درس‌ها باشد؟

در مثال فوق که یک قیف ساده‌ی پرسش است؛ سوالات شماره‌ی یک و دو جزو سوالات بسته هستند؛ زیرا با یک کلمه و به‌طور کوتاه به آن‌ها پاسخ داده شده است و نیازی به توضیح ندارند، اما سوال شماره‌ی سه، نیاز به توضیح دارد و سوال باز محسوب می‌شود.

اگر شما نسبت به شخصی ارجحیت قانونی یا اجتماعی یا موقعیتیِ واضح دارید (مانند پلیس نسبت به مجرم یا رئیس نسبت به مرئوس) ابتدا سوال باز مطرح کرده و در ادامه به سوالات بسته برسید؛ اما در شرایط عادی و یا هنگام ملاقات با شخص جدید، بهتر است با سوال بسته (که سوالی بجا هم باشد) شروع کرده و در ادامه به سوالات باز برسید.

شکل‌های مختلفی از قیف سوال وجود دارند. در اینجا با نمونه‌ای از قیف سوال که بیشتر برای استفاده در مراکز مختلف تحصیلی و آموزشی مناسب است آشنا می‌شوید.

این قیف آموزش در زبان انگلیسی با مخفف حروف اجزای تشکیل‌دهنده‌اش تحت عنوان کلمه‌ی LISTEN نامیده می‌شود.

اگر با آموزش و هر نوع کلاسی سر و کار دارید؛ می‌توانید در راستای هدف تدریستان از این نوع مهارت های سوال پرسیدن الگوبرداری کنید:

  • سوال‌هایی برای جلب‌توجه و رغبت Look interested (با استفاده از سوالات باز)
  • سوال‌های چالش‌برانگیز برای بحث Involved responses (با استفاده از سوال‌های باز)
  • سوال‌های متمرکز بر موضوع یا هدف Stay focused/on target (با استفاده از سوال‌های باز)
  • سوال‌های مبتنی بر آزمون میزان درک مخاطب Test understanding (با استفاده از سوال‌های بسته)
  • سوال‌هایی در مورد ارزیابی پیام منتقل‌شده Evaluate message (با استفاده از سوال‌های بسته)
  • بی‌طرفی احساسی نسبت به موضوع Neutralise feelings

 

نکته‌ی بسیار مهم: به هر منظوری و در هر زمینه‌ای که بخواهید از مهارت های سوال پرسیدن استفاده کنید؛ نکته‌ی مهم این است که استفاده‌ی ترکیبی و ماهرانه از سوالات بسته و باز (به‌صورت توأمان) را یاد بگیرید؛ آموختن و استفاده از این نوع مهارت های سوال پرسیدنِ ترکیبی:

  • باعث تداوم گفتگو با فرد مقابل می‌شود
  • مخاطب را به سخن گفتن و پاسخ دادن کامل به سوال شما سوق می‌دهد
  • می‌تواند زمینه‌های جدیدی برای ادامه‌ی گفتگو و تعمیق رابطه‌تان با مخاطب فراهم کند. (از جواب مخاطب می‌توانید مجدداً برای طرح پرسش‌ها یا سخنان دیگر استفاده کنید.)

مرحله‌ی دوم مهارت های سوال پرسیدن: در این مرحله باید از خود بپرسیم: آیا سوالی که تنظیم کرده‌ام مناسبِ پرسیده شدن از شخص یا اشخاص موردنظرم هست یا نه؟

مرحله‌ی سوم مهارت های سوال پرسیدن: آیا زمان و مکانی که برای مطرح کردن سوالم در نظر گرفته‌ام؛ زمان و مکان مناسبی است؟

 مرحله‌ی چهارم مهارت های سوال پرسیدن: انتظار دارم چه پاسخی از طرف مقابل دریافت کنم؟

مراحل دوم تا چهارم سوال پرسیدن را در مقاله‌های بعدی موردبررسی قرار خواهیم داد.

در پایان بد نیست در مورد اهمیت مهارت های سوال پرسیدن، سخنی را از روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی مشهورِ انگلیسی «راجرد کیپلینگ» (Rudyard Kipling) نقل کنیم که گفته است:

«شش چیز در زندگی من هر آنچه را که بلد هستم به من یاد دادند؛ اسامی آن‌ها: کجا؟ چه وقت؟ چه؟ چرا؟ چگونه؟ و چه کسی؟ است!»

https://irannegocenter.ir/

۰ ۰

14 پشت پرده‌ی سوالات فروشندگی!

۲ بازديد
14 سرنخ اساسی در مورد سوالات فروشندگی موضوع مقاله‌ی حاضر را تشکیل می‌دهد که مطالعه و فراگرفتن آن‌ها به چهار دقیقه زمان نیاز دارد. با مجموعه آموزشی بسازیم همراه باشید.
سوالات فروشندگی: بازی، مهارت یا هنر؟
واقعیت این است که سوالات فروشندگی هم، بازی است، هم مهارت است و هم هنر چون شکل این سوالات و از موضوعی به موضوعی دیگر پل زدن به آن شکل بازی کلامی می‌دهد.
از سوی دیگر، تکنیک‌های خاصی در پرسیدن سوالات فروشندگی به کار می‌رود که جنبه‌ی مهارتیِ آن‌ها مشخص است و درنهایت، خلاقیت خود فروشنده در نحوه‌ی استفاده از این تکنیک‌ها، سوالات فروشندگی را به یک هنر نیز تبدیل می‌کند.
به‌عنوان یک فروشنده اگر در سوالات فروشندگی به مهارت نرسید، نیازها و مقاصد مشتری را درست ارزیابی نخواهید کرد و در پی آن راه‌حل‌های غلط یا ضعیف ارائه خواهید داد و درنتیجه فروش خوبی نخواهید داشت.
اکنون‌که ضرورت داشتن مهارت در سوالات فروشندگی را دانستیم؛ به آموزش کاربردی مهارت‌های مرتبط با سوالات فروشندگی می‌پردازیم.
14 نمونه از سوالات فروشندگی که کمتر توضیح داده می‌شوند
در اینجا 14 سوال و نکته‌ی کلیدی را با ترتیبی خاص موردبررسی قرار می‌دهیم و پشت پرده‌یِ علت پرسیدن آن‌ها را بررسی می‌کنیم.
با استفاده از این مجموعه پرسش‌ها، نقشه‌ی راه فروش، تسلط بر جریان فروش و افزایش فروش را تجربه خواهید کرد.
این سوال‌ها را نه به‌صورت یک فرمول خشک، بلکه به‌عنوان مجموعه سوالاتی کلیدی و پویا در هنگام فروش و برحسب موقعیتی که در آن واقع می‌شوید؛ به کار ببرید.
توجه داشته باشید که مهم‌تر از به یاد سپردن خودِ این سوال‌ها، یادگیری استراتژی و نکات نهفته در پشت پرده‌ی آن‌ها است.
1. آیا می‌توانم در مورد کسب‌وکار شما سوالاتی بپرسم؟
از این سوال وقتی‌که در برخورد اولیه می‌خواهید اطلاعاتی از مشتری به دست بیاورید بهره ببرید. این سوال را گاهی برای نشان دادن ادب نیز می‌توان بپرسید.
2. آیا کمی درباره‌ی کسب‌وکارتان صحبت می‌فرمایید؟
این یک «سوال باز» (سوالی که جوابش نیاز به توضیح دارد) و غیرتهاجمی است که برای شروع گفتگو مناسب است. هم‌چنین می‌توانید از مشتری این سوال را نیز بپرسید: «نکته‌ای که در مورد آن تأکید خواهید داشت چیست؟»
3. مثل یک مشاور و یا متخصص سوال بپرسید
در گفتارتان از کلماتی که درزمینه‌ی کسب‌وکار مشتری جزو کلمات کلیدی و تخصصی محسوب می‌شوند؛ به‌درستی استفاده کنید.
4. هدف‌های شما برای سه، (شش و یا 12 ماه) آینده چیست؟
از مشتری سوالات تک‌بخشی و یکپارچه بپرسید و هر بار یک بخش از یک سوال چندبخشی را مطرح کنید؛ به‌عنوان‌مثال، سوال فوق باید سه بار و برای هر بازه‌ی زمانی، به‌طور جداگانه پرسیده شود.
در سوالات فروشندگی از کلمات ساده و صریح بهره ببرید.
5. مدیر (شرکت) شما برای سال آینده چه طرح و هدفی دارد؟
به‌طورکلی لازم است برای ترتیب سوالات خود یک نظم منطقی ایجاد کنید تا رعایت این موضوع موجب اطمینان بیشتر مشتری نسبت به شما شود. اگر ترتیب سوالاتتان غلط باشد مشتری به شما بدگمان خواهد شد و فکر خواهد کرد قصد فضولی یا زرنگی کردن را دارید.
6. شرکت شما محصولات جدید را پیش از خرید، با چه معیارهایی ارزیابی می‌کند؟
ویژگی‌های سوال فوق، اطمینان‌بخش بودن، وسیع بودن و غیرتهاجمی بودن آن است.
باید بخصوص در سوال‌های اولیه‌ای که از مشتری می‌پرسید؛ این سه ویژگی را بگنجانید؛ بعداً که مشتری اطمینان بیشتری نسبت به شما یافت، می‌توانید سوال‌های رُک‌تری (تهاجمی‌تری) از او بپرسید.
7. چرا شما به چیزی متعهد هستید و آن را در اولویت قرار داده‌اید که اهمیت متوسطی دارد؟
سوال فوق از مشتری، برای جایگزین کردن و ارائه‌ی پیشنهاد موردنظر خودتان (فروشنده) سوال بسیار مناسبی است.
8. فکر می‌کنید محصول ما چگونه می‌تواند کارهای شما را تحت تأثیر قرار دهد؟ (لطفاً کمی در مورد روزهای عادی کار خودتان صحبت کنید.)
فرض کنید می‌خواهید کامپیوتری به یک شرکت بفروشید. پرسیدن بخش دوم سوال فوق، مشتری را صاحب اطلاع جلوه می‌دهد و خوشایند او خواهد بود؛ یعنی این‌که مشتری با کامپیوتر آشنا است.
اگر به فرض، مشتری با محصول آشنایی نداشته باشد از او بپرسید: «در شرکتتان (کسب‌وکارتان) بعضی از کارهایی که زمان‌بر و خسته‌کننده هستند کدام‌هایند؟»
وقتی مشتری به این سوالتان جواب داد، شما توضیح دهید که محصول یا خدمت شما چطور می‌تواند آن کارهای سخت و زمان‌بر را راحت‌تر و سریع‌تر عملی کند.
9. چه موانعی بر سر راه رسیدن به اهداف گروهِ کاری شما وجود دارد؟
سوال فوق نیز در ادامه‌ی سوال قبلی است.
شما باید در تمامی سوالات فروشندگی حس فشار به مشتری را از معنا و لحن سوال‌ها بردارید و با کمترین تلاش، بیشترین اطلاعات را به دست آورده و به بهترین شکل، منظورتان را به مشتری منتقل کنید.
هنگام سوال پرسیدن با لحن آرام و تُن صدای مناسب این کار را انجام دهید. حتی اگر لازم باشد چنددقیقه‌ای ساکت بمانید و به مشتری فرصت فکر کردن دهید. هم‌چنین برای گذاشتن قرار بعدی عجله نکنید، انجام یک فروش اگر طول بکشد ولی فروش خوبی باشد، همه‌چیز را جبران خواهد کرد.
10. آیا قبلاً در رفع مشکلی که داشتید، مانعی به وجود آمده بود؟
مهارت عبور از موضوعی به موضوع دیگر یکی از مهارت‌های مهم یک فروشنده است. سوال فوق، در حقیقت یک سوال برای گذار از یک مرحله‌به‌مرحله‌ی دیگر است. اگر بپرسید که: «آیا در رفع این مشکل با مضیقه‌ی مالی مواجه بودید؟» چنین سوالی دارای ریسک خواهد بود اما سوال فوق باعث خواهد شد که مشتری از طرف شما احساس یاری‌رسانی کند و خودش با الفاظی که مناسب می‌داند مشکل را توضیح دهد.
11. چرا این (فلان) نکته برای شما دارای اولویت است؟
بدترین چیز در سوالات فروشندگی پرسیدن سوالی است که مشتری با یک کلمه بتواند پرونده‌ی آن را ببندد. سوال فوق می‌تواند برحسب موضوع فروش، غیرمستقیم‌تر نیز پرسیده شود.
این سوال طبق رَوند منطقی سوالات که به آن اشاره کردیم؛ خاص‌تر شده و به جزئیات می‌پردازد.
12. چرا فلان فروشنده را انتخاب کردید؟

هرگاه احساس کردید که به جواب سوال‌هایتان نمی‌رسید از سوال‌هایی که با «چرا» شروع می‌شوند استفاده کنید. این‌گونه سوال‌ها، هم اطلاعات مستقیم‌تری در اختیار شما قرار خواهند داد و هم ادامه‌ی صحبت با مشتری را تضمین خواهند کرد.
13. آیا کس دیگری هست که باید درباره‌ی این موضوع با ایشان نیز صحبت کنم؟
در بحث سوالات مشتری و در قسمت پایانیِ سوالاتتان، به‌عنوان فروشنده حتماً این سوال را بگنجانید تا به اطلاعات دست‌اول از طرف همه‌ی مسئولان مستقیم و دخیل در معامله دست پیدا کنید. این سوال باعث خواهد شد که مشتری بدون ناراحتی و مختصر و مفید به شما جوابی مشخص بدهد.
هیچ‌وقت مشکلات یک بخش شرکت را از مسئول بخشی دیگر نپرسید.
14. مشکل کسب‌وکارتان که تلاش دارید آن را برطرف کنید چیست؟
در پایان سوالات ارزیابی مشتری باید تمامی مشکلات مشتری و جزئیات آن را درک کرده باشید اما برای شنیدن مشکل مشتری از دهانش خیلی هم عجله به خرج ندهید سوال فوق یک سوال مستقیم است که می‌توان آن را به شکلی غیرمستقیم‌تر نیز پرسید.
در پایانِ سوالات مشتری از او تشکر کنید و در صورت لزوم راه‌حلتان را در همان جلسه ارائه دهید و یا این‌که یک جدول زمانی برای ملاقات بعدی با مشتری تعیین و با او در مورد آن به توافق برسید. سپس یک طرح فروش و نحوه‌ی حل مشکل مشتری با محصول یا خدمت خود را برای توضیح دادن در جلسه‌ی بعدی آماده کنید.




https://irannegocenter.ir/
۰ ۰

تاکتیک‌های مذاکره – پلیس بد پلیس خوب

۴ بازديد

یکی دیگر از تاکتیکهای مذاکره ، پلیس بد پلیس خوب نام دارد.

در این مقاله به بررسی این شگرد مذاکره پرداخته‌ایم.

ابتدا چند نکته در مورد اصول مذاکره

در هر مذاکره‌ای از مذاکره استخدامی گرفته تا مذاکره حقوق یا حتی مذاکره با نزدیک‌ترین اشخاصتان، نحوه‌ی مذاکره کردن شما میزان موفقیتتان را تعیین می‌کند.

اگر خیلی خوددار باشید امکان دارد که به توافقی برسید که به ضرر شما باشد.

اگر هم خیلی اهل عناد و سرسخت باشید امکان دارد که طرف مقابلتان مذاکره با شما را نیمه‌تمام بگذارد.

پس یک برخورد نرم با طرف مقابل باعث می‌شود که او از شما خوشش بیاید و یک برخورد ثابت و سخت نیز باعث خواهد شد که برعکس این حالت در طرف مقابل به وجود بیاید.

این موضوع در مذاکره زیربنای هم اصول و هم ترفندهایی قرار گرفته است.

برای تلفیق حالت سازش و حالت سرسختی در مذاکره، دو تن از اساتید مذاکره به نام‌های Roger Fisher و William Ury  بر روی رعایت این اصول چهارگانه‌ی مذاکره تأکید دارند:

  1. هویت انسان‌ها را از مشکلاتشان جدا در نظر بگیرید

سعی کنید برداشت خودتان از احساسات و تفکرات طرف مقابلتان را توضیح دهید و هویت جداگانه‌ای برای آن‌ها و هویت جداگانه‌ای برای مشکلاتشان در نظر بگیرید.

این کار به همراه درست گوش دادن، باعث برقراری رابطه‌ی درست با طرف دیگر مذاکره می‌شود.

  1. روی حالت برخورد طرف مقابل نه، بلکه روی منافعتان متمرکز بمانید.

هر یک از طرفین مذاکره می‌توانند خواسته‌هایی صریح از همدیگر داشته باشند. این خواسته‌ها می‌توانند ناهماهنگ و بخصوص در اوایل مذاکره حتی با طرزی ناهنجار بیان شوند.

به‌جای فقط متمرکز شدن بر روی حالت برخورد طرف مذاکره، باید ریشه‌ی آن نوع برخورد وی را تشخیص دهید و سپس نوع برخوردی را انتخاب کنید که طرف مذاکره‌تان را به سمت دیدگاه شما جذب کند.

نباید اسیر جو خشن یا بی‌ملاحظه‌ی افراد شوید و همیشه باید هر اقدام شما در راستای هماهنگ کردن فرد مقابل با منافعتان باشد، نه مقابله با مثلاً لحن بیان او.

  1. گزینه‌های متعدد برای منافع متقابل ایجاد کنید

هم شما و هم طرف مقابل شما می‌توانید به‌جای فکر کردن به فقط منافع خود، با استفاده از روش «توفان فکری» و اندیشیدن به امکان‌های موجود، برای منافع فرد مقابل نیز گزینه‌هایی در نظر بگیرید و در جلسه‌ی مذاکره ضمن ارائه‌ی پیشنهادهایی که در راستای منافع شما هستند آن‌ها را نیز در اختیار طرف مقابل قرار دهید.

  1. در مورد استفاده از معیارهای عینی و قابل لمس اصرار کنید

برای پیشگیری از دخالت احساسات آنی در رَوند مذاکره بهتر است که تا حد امکان از معیارهای عینی، قانونی، قابل مشاهده یا قابل لمس برای بیان مطالب خود استفاده کنید.

مثلاً وقتی شما بتوانید در جریان مذاکره روی یک ماده قانون تکیه کنید خودبه‌خود موضوع دخالت دادن احساسات یا نظرات شخصی در آن زمینه را به بهترین وجه و بدون رنجش طرف مقابل، منتفی خواهید کرد.

برای کسانی که خود را در مذاکره راحت احساس نمی‌کنند پیروی از اصول مذاکره و ازجمله موارد بالا اجرای حالتی بین حالت تهاجمی و حالت تسلیم را مقدور خواهد کرد و تحققِ یک تعادل مذاکراتی را توسط آن‌ها مقدور خواهد کرد.

هم‌چنین، رعایت اصول چهارگانه‌ی بالا شما را از گزند برخی از ترفندها و تاکتیکهای مذاکره در امان نگه خواهد داشت.

کم کردن دخالت احساسات آنی در مذاکره و تمرکز بر عدالت‌خواهی در طیِ مذاکره باعث خواهد شد که هر یک از طرفین مذاکره‌ به‌جای حس اجبار یا حس دشمنی، اعتماد بیشتری به‌طرف دیگر داشته باشند.

اکنون می‌پردازیم به استفاده‌ی منفی که از ترکیب حالت سازش و حالت تهاجمی در طیِ مذاکره می‌شود.

یکی از تکنیکهای مذاکره که در حقیقت جزو حیله‌های مذاکراتی است تکنیکی است به نام «پلیس خوب پلیس بد».

این تکنیک در حقیقت ترکیب کردن حالت تهاجمی و حالت مدارا از سوی یکی از طرفین مذاکره است تا با این حیله امتیازات مورد نظر خود را از طرف دیگرِ مذاکره بگیرد.‌

پلیس خوب پلیس بد یکی از خطرناک‌ترین تاکتیک‌های مذاکره

اگر در تلویزیون به فیلم‌های پلیسی دقت کرده باشید معمولاً در بین پلیس‌ها یکی از پلیس‌ها نسبت به پلیس دیگر سخت‌گیرتر است.

در این فیلم‌ها یکی از پلیس‌ها معمولاً به تهدید بیشتر متوسل می‌شود و دیگری سعی می‌کند به‌اصطلاح با زبان خوش، مجرم را به اعتراف تشویق کند.

همین تکنیک در مذاکرات کاری نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در این مورد از تکنیکهای مذاکره ، تعدادی تقاضا یا شرط‌های غیرمنطقی برای ارائه به‌ طرف دیگر آماده می‌شود.

هم‌چنین تعدادی تقاضا یا شروط منطقی‌تر نیز از قبل برای مطرح کردن در جلسه‌ی مذاکره تهیه می‌شود.

پس از آغاز مذاکره ابتدا پیشنهاد‌های غیرمنطقی‌تر مطرح می‌شوند و سپس در ادامه یا در انتهای مذاکره پیشنهادهای منطقی‌تر را مطرح می‌کنند.

این پیشنهادهای به‌ظاهر منطقی‌تر در مقابل پیشنهادهای قبلی مورد قبول طرف مقابل واقع می‌شود ولی در حقیقت همین پیشنهادهای منطقی نیز حاوی امتیازات بیش از حدی برای به‌کاربرنده‌ی این حیله بوده است و فقط در مقابل پیشنهادهای غیرمنطقی اولیه خوب به نظر آمده‌اند ولی در حقیقت چندان خوب نیستند.

اگر بخواهیم تکنیک پلیس بد پلیس خوب در مذاکره را ساده‌تر توضیح بدهیم می‌توانیم از این ضرب‌المثل معروف استفاده کنیم که: «به مرگ می‌گیره که به تب راضی بِشه.»

این ترفند مذاکراتی ، هم می‌تواند به‌طور یک‌نفره و هم به‌طور دونفره یا توسط یک گروه از مذاکره کنندگان اجرا شود.

معمولاً اجرای آن توسط دو نفر، گول زننده‌تر است.

چه کسانی نقش پلیس بد را بیشتر بازی می‌کنند؟!

معمولاً در مذاکرات و بخصوص در مذاکرات گروهی، افرادی که به‌نوعی با بانکداری، حسابداری، امور وام، وکالت، مدیریت یا مالکیت ارتباط دارند یا مسئول کمسیون‌های مختلف هستند، نقش پلیس بد را بیشتر بازی می‌کنند.

به عبارت دیگر، نقش پلیس بد در مذاکره به شغل‌های گفته‌شده در بالا بیشتر می‌آید و بیشتر برازنده است.

تمام تلاش بازیگران نقش پلیس بد در مذاکره با دادن پیشنهادهای غیرمنطقی و نیز طرز برخورد انعطاف‌ناپذیرتر این است که فردی را که در تیم آن‌ها نقش پلیس خوب را با پیشنهادهای ظاهراً منطقی‌تر و برخورد مهربان‌تر بازی می‌کند، قابل معامله و قابل اعتماد جلوه دهند.

فوت کوزه‌گری پلیس بد پلیس خوب

گاهی برخی افراد یا شرکت‌های زیرک از این ترفند مذاکره به شیوه‌ای پیچیده‌تر استفاده می‌کنند. به این ترتیب که در حیله‌ی آن‌ها نقش پلیس خوب را یک فرد بازی می‌کند ولی نقش پلیس بد را نه یک انسان بلکه یک قانون یا مقررات یا وضعیتی خاص بازی می‌کند.

به‌طور مثال، امکان دارد که از برخی ضمانت‌نامه‌ها، مقررات جانبی، یک سیاست خاص شرکت یا مدیریت و یا یک روش در مورد انجام کار، به‌جای نقش پلیس بد استفاده کنند و یادآوری هریک از این قوانین یا شرایط، همان کاری را کند و همان اثری را در طرف دیگر مذاکره بگذارد که فرد پلیس بد انجامش می‌دهد.

باید هوشیار باشید و فکر نکنید که حتماً هردو نقش پلیس بد یا پلیس خوب در مذاکرات، همیشه توسط دو انسان جداگانه یا فقط توسط یک نفر نمایندگی می‌شوند.

گاهی شرایط یا مقرراتی خاص هم می‌تواند یکی از این نقش‌ها و خصوصاً نقش پلیس بد را بازی کند.

چگونه با تکنیکهای مذاکراتی ازجمله پلیس بد پلیس خوب مقابله کنیم؟

اگر در جریان هر مذاکره‌ای احساس کردید که با حیله‌ی مذاکراتی پلیس بد پلیس خوب مواجه شده‌اید، اولین چیزی که باید بدانید این است که هم پلیس بد و هم پلیس خوب یک هدف واحد را در مورد شما تعقیب می‌کنند.

هم‌چنین این موارد را یاد بگیرید و بسته به شرایط مذاکره از یک یا از چند تا از این ضد حمله‌ها برای مقابله با این ترفند مذاکراتی استفاده کنید:

  • پیش از هر مذاکره‌ای (اگر طرف‌های مذاکره را می‌شناسید) سعی کنید حدس بزنید که در صورت استفاده‌ی آن‌ها از تکنیک ریاکارانه‌ی پلیس خوب پلیس بد در مذاکره، نقش پلیس بد را به چه کسی خواهند داد.
  • شما خود تقاضا کنید ابتدا فردی که می‌دانید نقش پلیس بد را بر عهده دارد تمام حرف‌هایش را پشت سر هم بزند و تمام کند.
  • اگر موقعیت و توانتان اجازه می‌دهد از کسی که نقش پلیس بد را بازی می‌کند به ارگان یا شخصی والامقام‌تر و مرتبط با او گله کنید.
  • پلیس بد را بابت هر کندی پیشرفت یا توقف مذاکره متهم کنید. حس مرتکب شدن جرم و خرابکاری را به او منتقل کنید.

اجرای موارد بالا باید با ظرافت و با مچ‌گیری از گفته‌های کسی که نقش پلیس بد را بازی می‌کند انجام شود و نباید در متهم کردن فرد بی‌محابا عمل کرد.

شما در مورد خنثی کردن ترفند مذاکراتی پلیس خوب پلیس بد چه تجربیاتی دارید؟





https://irannegocenter.ir/

۰ ۰

5 نمونه از تاکتیک های مذاکره که شایع‌ترند

۴ بازديد
با خواندن مقاله‌ی پنج نمونه از تاکتیک های مذاکره در حقیقت با پنج ترفند مذاکراتی و راه مقابله با آن‌ها آشنا خواهید شد.
تاکتیک های مذاکره و راه‌های مقابله
چندین نوع از تاکتیک های مذاکره برای گرفتن امتیاز در طول گفتگو می‌توانند مورد استفاده قرا بگیرند که در این مقاله نیز پنج نمونه از این تاکتیک‌ها را که کاربرد بیشتری دارند توضیح می‌دهیم:
1. بالاترین و پایین‌ترین پیشنهاد
طبق یکی از برآوردهای انجام شده توسط وب‌سایت AMA این ترفند مذاکراتی یکی از شایع‌ترین ترفندهای مذاکره است و میزان استفاده از آن در بین انواع ترفندهای مذاکراتی 29 درصد است که رقم بسیار بالایی محسوب می‌شود و حکایت از آن دارد که باید حتماً با این تاکتیک مذاکره آشنا شویم.
کسی که این ترفند مذاکره را به کار می‌برد قصد دارد که شما در مقاومت و اهداف مذاکره‌ی خود تجدید نظر کنید و برای این کار یک پیشنهاد در بالاترین و یا برعکس، در پایین‌ترین حد به شما ارائه می‌کند.
مثلاً فرض کنید که شما قصد خرید وسیله‌ای را دارید و قیمتی حدودی در نظر گرفته‌اید ولی ناگهان می‌بینید که قیمت پیشنهاد شده از طرف مقابل، خیلی بالاتر از قیمتی است که شما در نظر داشتید.
در حالت دیگر فرض کنید که شما قصد فروش وسیله‌ای دارید و فرد مقابل، قیمت خیلی کمتری از آنچه در ذهن شما وجود دارد پیشنهاد می‌کند.
در هردوی این حالت‌ها اگر شما اگر شما برای چنین مذاکره‌ای تحقیقات کافی در مورد موضوع مذاکره انجام نداده باشید و نیز از این تاکتیک مذاکره آگاه نباشید، به‌احتمال زیاد تحت تأثیر قرار گرفته و به میزان نه کامل ولی قابل توجهی از مواضع قبلی خود عقب نشینی خواهید کرد و یا حداقل دچار شک و تردید جدی در مورد نظر قبلی خود خواهید شد.
راه مقابله با ترفند مذاکراتی بالاترین و پایین‌ترین پیشنهاد: بهترین راه مقابله با این حیله‌ی مذاکراتی این است که تا وقتی پیشنهاد شما را جدی نگیرند و در محدوده‌ی منطقی و نزدیک به واقعیتِ موضوع صحبت نکنند به مذاکره ادامه ندهید.

بسته به شرایط، اگر دیدید که قدرت مانور شما زیاد است به‌صراحت بگویید که از این پیشنهاد آن‌ها ناراضی هستید و به‌نوعی تهدید کنید که از مذاکره صرف‌نظر خواهید کرد، باید بفهمند که شما تاکتیک آن‌ها را فهمیده‌اید و اگر روش خود را عوض نکنند ادامه نخواهید داد.
اما اگر قدرت مانور شما کم بود و دیدید که نمی‌توانید به این صراحت، برخورد کنید، از آن‌ها بخواهید که دلایل خود را برای پیشنهاد خیلی بالا یا خیلی پایین خود مشخصاً توضیح دهند.
باید از قبل در مورد موضوع مذاکره به‌خوبی تحقیق کرده باشید و پیشنهادهای جایگزین داشته باشید و بدانید که در چه مواردی باید مقاومت شدید کنید و نقاط مقاومت در مذاکره‌ی شما چه چیزهایی هستند و آن‌ها را اجرا کنید.
اگر چنین موضوعی در مورد شریک یا شرکایتان وجود داشته باشد و آن‌ها با شما همکاری نکنند، باید کل شراکت خود با آن‌ها را مجدداً بازبینی و بررسی کنید.
2. اغراق در اهمیت یک موضوع
از دیگر تاکتیک های مذاکره باید به این ترفند پیچیده اشاره کرد که مقابله با آن سخت‌تر است.
این تاکتیک طبق تحقیقات انجام شده، 17 درصد از کلِ حیله‌های مذاکراتیِ مورد استفاده را تشکیل می‌دهد.
در این ترفند، طرف مذاکره‌ی شما یک موضوع را خیلی مهم جلوه می‌دهد و چون شما قادر به برآورده کردن آن موضوع نیستید سعی می‌کند در مقابل آن از شما امتیاز بزرگی بگیرد.
راه مقابله با ترفند مذاکراتی اغراق در اهمیت یک موضوع: بهترین راه، پرسیدن سؤال در مورد علت اهمیت بیش از حد موضوعِ موردنظر از طرف مقابل است.
با این کار، آن‌ها به مشکل برخورد خواهند کرد و برای پیدا کردن دلیل اینکه چرا به فلان موضوع این همه اهمیت می‌دهند به زحمت خواهند افتاد، حتی ممکن است عصبانی هم بشوند ولی این به ضرر شما نیست.
فراموش نکنید که در هر مذاکره‌ای داشتن اطلاعات و یا گرفتن اطلاعات باعث افزایش قدرت شما خواهد شد.
دلایل آن‌ها برای اهمیت موضوعی که آن‌ها در مورد اهمیت آن اغراق می‌کنند را به‌طور منطقی به چالش بکشید.
هم‌چنین دقت کنید و ببینید که آیا آن‌ها حرف خود را سریع عوض می‌کنند یا نه.
اگر بلافاصله یا با فاصله‌ی زمانی کم، به‌جای موضوع قبلی، چیزی جدید مطرح کردند، می‌توانید مطمئن شوید که از اول، دروغ گفته‌اند و آن موضوعی که مهم جلوه می‌دادند برایشان مهم نبوده است و فقط به بهانه‌ای قصد امتیاز گرفتن از شما را دارند.
3. بمباران اطلاعاتی
در بین انواع تاکتیک های مذاکره میزان استفاده از این تاکتیک، 11 درصد است.
در این شیوه، طرفِ مذاکره موضوعی را که به‌ظاهر پرمنفعت است با ارائه‌ی آمار ارقام منابع بسیار زیاد و پیچیده برای برهم زدن تمرکز شما مطرح می‌کند.
در این ترفند سعی می‌کنند شما را با حجم عظیمی از موضوعات مختلف، متعجب، جذب یا مشغول کنند، طوری که سرانجام ندانید که چه چیزی در آن مذاکره مهم‌تر است!
حیله طوری مطرح می‌شود که حجم زیادی از ارقام و آمار به شما ارائه می‌کنند طوری که شما در بین اطلاعات مختلف غرق می‌شوید چون امکان بررسی آن‌ها به زمان زیادی نیاز دارد یا در حد تخصص شما نیست؛ در نتیجه حس می‌کنید که اگر این موضوع واقعیت نداشت این همه اسناد، کاغذ و آمار برایش درست نمی‌کردند! و یا توجه شما از موضوعی که در آن مذاکره واقعاً مهم است به‌طرف موضوع دیگری جلب و منحرف می‌شود که اهمیت اصلی را ندارد.
گاهی مدارک به زبان دیگری است و باید برای مسلط بودن، زبان مربوطه را دانست یا گاهی موضوعی که انتخاب شده اصطلاحات تخصصی دارد و باید با آن اصطلاحات آشنا باشید تا بتوانید ارزیابی درستی انجام دهید.
به‌طور کلی در این تکنیک یک موضوع جعلی یا واقعی ولی فرعی را طوری برای شما مطرح می‌کنند که از موضوع اصلی غافل شوید یا دقت شما به موضوع اصلی مذاکره کم شود و به این ترتیب در مورد موضوع اصلی امتیاز می‌گیرند و بسته به شرایط، در مورد موضوع فرعی امتیاز می‌دهند و یا اصلاً امتیاز چندانی نمی‌دهند.
راه مقابله با ترفند مذاکراتی بمباران اطلاعاتی: خیلی صریح بپرسید که چه چیزی در پیشنهادهای آن‌ها مهم‌تر است. به‌هیچ‌وجه چیزی را که دقیقاً نفهمیده‌اید قبول نکنید و اگر لازم بود از کارشناسان خودتان استفاده کنید.
با دقت به سخن آن‌ها گوش کنید و جواب‌هایشان را از نقطه نظر عملی بودن به‌دقت بسنجید.
4. شگرد «تقاضای امتیاز کوچک در لحظه‌ی آخر»
شگردهای شماره‌ی چهار و شماره‌ی پنج را در مقاله‌های قبلی توضیح داده‌ایم و به همین دلیل فقط به آن‌ها اشاره کرده و زیاد توضیح نمی‌دهیم.
در شگرد تقاضای امتیاز کوچک در لحظه‌ی آخر، فرد در لحظه‌ی آخر یک تقاضای جدید را تحت عنوان این‌که اگر این موضوع را حل کنیم قرارداد را می‌بندیم، به شما تحمیل می‌کند.
راه مقابله با آن مشخص کردن موضوع‌های مذاکره در همان اول بحث است.
این شگرد، 11 درصد از کلِ شگردهای مذاکره را تشکیل می‌دهد.
5. شگردِ «اجازه ندارم»
این تکنیک نیز 11 درصد از کل ترفندهای مذاکره را تشکیل می‌دهد.
در موقع حساس، ناگهان فرد مقابل می‌گوید که قبول فلان مورد در حدِ مسئولیت من نیست و اجازه‌ی آن را ندارم و یا باید کسب تکلیف کنم.
راه مقابله این است که در هر مذاکره‌ای در ابتدا خود و اختیارات خود را معرفی کنید و از فرد مقابل نیز حدود اختیارات او را محترمانه بپرسید و حتی اگر تأیید هم کرد پنهانی تحقیق کنید که آیا قدرت اصلی تصمیم‌گیری را دارد یا نه.



https://irannegocenter.ir/
۰ ۰

ترفندهای مذاکرات را بیشتر بشناسید

۵ بازديد
در ادامه‌ی سلسله مقالات مرتبط با ترفندهای مذاکرات، به بررسی پنج نوع ترفند مذاکراتی دیگر می‌پردازیم.

مراقب این نوع از ترفندهای مذاکرات باشید

1-«سیاستِ کاری شرکت»
یکی از بهانه‌های فرار از پیشنهادهای طرف مقابل، استفاده از اصطلاحِ «سیاستِ کاری شرکت» است.
در این حالت، کسی که این نوع از ترفندهای مذاکرات را به کار می‌برد، با حالتی تقریباً معصوم وانمود می‌کند که مجبور است (حتی علی‌رغم میل درونی خود) به دلیل این‌که شرکتی که برای آن کار می‌کند چنین سیاستی دارد، پیشنهاد شما را رد کند.
جملات زیر، نمونه‌هایی از انواع مختلف شیوه‌های اجرای این نوع از ترفند مذاکرات است:
• «من واقعاً متأسفم، اگر بخواهیم امروز این قرارداد را امضاء کنیم، به 10 درصد پرداخت نقدیِ بیشتر احتیاج خواهم داشت، این سیاست کاری ِ شرکت ما است در غیر این صورت نخواهم توانست برای شما کاری بکنم.»
• «من متوجه وضعیت شما هستم، ولی موافقت سریع من با استعفای شما مغایرِ سیاست کاریِ شرکت ما است و در این مورد دست و بال من بسته است؛ واقعاً متأسفم.»
2-سؤال‌ها و جملات جهت دار
شخصی به همسرش می‌گوید: «آیا می‌خواهی به فلان مهمانی برویم؟»
شخصی دیگر همین موضوع را خطاب به همسرش این‌طور بیان می‌کند: «چه وقت به فلان مهمانی می‌رویم؟»
امکان این‌که پیشنهاد نوع دوم رد شود کمتر است.
در حالت دوم یعنی در سؤالِ چه وقت به فلان مهمانی می‌رویم، امکان قبولِ رفتن به مهمانی بیشتر از سؤال نوع اول است که می‌گوید: آیا به فلان مهمانی خواهیم رفت؟
در حقیقت اگر دقت کنید، در مذاکره، هر سؤالی می‌تواند به دو طریق مطرح شود؛ یکی در حالتی که بیشتر به نفع شما است و دیگری در حالتی که به نفع شما نیست و یا کمتر به نفع شماست.
در اکثر وب‌سایت‌ها در قسمت پایینِ صفحه‌ی اصلی یا در قسمت کناری، کادر و دکمه‌ای برای کلیک کردن وجود دارد که در آن نوشته شده: «عضو خبرنامه‌ی ایمیلی می‌شوم».
اگر دقت کنید، این جمله طوری طراحی شده که احتمال کلیک کردنِ مخاطب بر روی آن بیشتر از جمله‌یِ مثلاً: «آیا عضو خبرنامه‌ی ایمیلی ما می‌شوید؟» است.
نکته‌ی کلیدی این نوع از ترفند مذاکرات این است که فرد استفاده‌کننده از این ترفند، سؤال خود را بر طبق جواب مطلوبی که دنبال آن است طراحی و بیان می‌کند.
3- رد کردن نخستین پیشنهاد در مذاکره
در این ترفند مذاکراتی، فرد، اولین پیشنهاد طرف مقابل را حتی اگر پیشنهاد خوبی هم باشد یا رد می‌کند و یا در حالت تعلیق نگه می‌دارد و پس از این کار، منتظر پیشنهادهای بعدی او می‌ماند.

در موقعیت‌هایی که مذاکره حالت تک قیمتی یا تک گزینه‌ای دارد و فرد باید قیمت یا شرایط گفته‌شده را قبول کند یا نکند، از این ترفند به این شکل استفاده می‌شود که پیشنهاد را قبول می‌کنند ولی در کنار آن یک امتیاز دیگر می‌خواهند.
به‌طور مثال، فرض کنید که یک شرکت گردشگری پکیجی از تورهای گردشگری را به یک شخص می‌فروشد که قیمت ثابتی دارد، در این حالت این شخص می‌تواند خرید این پکیج مسافرتی را منوط به دادن مثلاً یک یا چند وعده غذا، یا نوشیدنی و یا تنقلات اضافی در هتل و یا اتاق رو به دریا و چنین مواردی کند.
در اجرای این ترفند در حالت مذاکراتی که در مورد موارد تک قیمتی یا دارای شروط مقطوع است، فرد اجراکننده‌ی این ترفند، از قبل می‌داند که آیا طرف مذاکره‌اش اختیارِ دادن امتیازات جانبی اضافی را دارد یا نه.
اساس این نوع از ترفند مذاکراتی ایجاد حالت ظاهری بُرد- بُرد است ولی در حقیقت این‌طور نیست.
4-ایجاد گزینه‌های متعدد اما جهت‌دار
انسان ذاتاً از این‌که اختیار انتخاب داشته باشد خوشش می‌آید؛ بخصوص اگر که این گزینه‌ها به تعداد کافی باشند؛ اما از سوی دیگر، انسان در مقابل تعداد بیش از حد گزینه‌ها احساس ناراحتی می‌کند و دوست دارد که گزینه‌هایی که در اختیارش قرار می‌گیرد تا حد امکان و طوری که به اصل قضیه صدمه نزدند، خلاصه باشد.
در این نوع از ترفندهای مذاکرات، شخص، چندین نوع گزینه را که همگی به‌طور ماهرانه‌ای در نهایت به نفع خودش تنظیم شده را به طرف دیگر مذاکره پیشنهاد می‌کند.
به متن گفتگوی زیر و ترفندهایی که در آن به کار رفته است دقت کنید:
«ما این دفعه به چین آمدیم، برای دفعه‌ی بعد، برویم به هنگ‌کنگ، ماکائو و یا فیلیپین؛ انتخاب با شماست.»
«جناب! خدمت شما رنگ آبی و آبی فولادی و سفید رُو تقدیم می‌کنیم، همه‌ی این رنگ‌ها برای شما به یک قیمت خواهند بود، لطفاً انتخاب بفرمایید.»
«شما می‌توانید امروز خرید کرده و 10 درصد تخفیف دریافت کنید و یا صبر کنید ماه بعد خرید کنید و یک جایزه بگیرید، هر کدام که مایل بودید را انتخاب بفرمایید.»
5-کنترل موضوع جلسه
استفاده از این نوع ترفند مذاکرات وقتی مقدور است که فردی صاحب‌خانه، میزبان یا برگزارکننده‌ی جلسه‌ی مذاکره و گفتگو باشد و با استفاده از شرایط میزبانی؛ دستور کار جلسه و موضوع اصلی جلسه را بنا به منفعت خود انتخاب کرده و در اولویت گفتگو قرار دهد.
این کار باعث می‌شود که شخص میزبان در جریان مذاکره موضوع‌هایی که برایش مهم‌تر است را در اولویت جریان گفتگو قرار دهد و فضای کلی و موضوع اصلی مذاکره را تحت‌الشعاع یا تحت تأثیر موضوع دیگری که به نفعش است قرار دهد.
فرض کنید نمایندگان کارکنان یک شرکت در دفترِ رئیس شرکت برای مذاکره در مورد افزایش حقوق حضور می‌یابند.
در این حالت امکان دارد رئیسِ شرکت (اگر تصمیم به استفاده از این ترفند مذاکراتی داشته باشد)، چنین بگوید: «امروز قرار است راجع به موضوعات مهمی از جمله افزایش دستمزد صحبت کنیم ولی پیش از آن می‌خواهم اشاره‌ای داشته باشم به وضعیت سود و زیان شرکت در سال مالی جاری.»
در این مثال، رئیس شرکت با اولویت دادن به موضوعی که به نفع خودش است و با صحبت از میزان سود و زیان شرکت به‌جای موضوع افزایش حقوق، در حقیقت برای افرایش ندادن یا افزایش حداقلیِ دستمزد کارکنان، زمینه‌چینی می‌کند.
اجرای این حیله مذاکراتی توسط افراد خوش سخن، آرام و با اعتماد به نفس، نتیجه‌ی بهتری می‌دهد.

در پایان، مجدداً یادآور می‌شویم که یک مذاکره‌کننده‌ی خوب باید به دنبال یک تفاهم مطلوب باشد.
استفاده از این نوع ترفندهای مذاکرات برای زیاده‌طلبی صحیح نیست و ذکر آن‌ها فقط برای آماده بودن شما در مسیر فریب نخوردن در جریان مذاکره است.


https://irannegocenter.ir/
۰ ۰

ترفندهای مذاکره – ترفندِ «رسم اینجا این طوریه!»

۵ بازديد
در این مقاله با یکی دیگر از ترفندهای مذاکره آشنا می‌شوید که می‌تواند شما را از ضرر و زیان‌ دور نگه دارد.
با مجموعه آموزشی بسازیم همراه باشید.
یکی از مؤثرترین ترفندهای مذاکره را بشناسید
این ترفند آلوده نیز مانند ترفند مذاکراتی پرواز زدگی اغلب اوقات در مورد افراد غریبه و افرادی که از شهر، منطقه یا کشور دیگری برای مذاکره آمده‌اند به کار می‌رود.
استفاده از چنین ترفندی درست نیست و بیان آن فقط برای مجهز شدن شما به دفاع از خود در برابر چنین ترفندهای مذاکراتی خطرناک است.
زمینه‌ی بروز ترفند «رسم اینجا این طوریه»، از تفاوت‌های فرهنگی ناشی می‌شود. تفاوت‌های فرهنگی در مذاکره نقش بسیار مهمی بازی می‌کنند.
تفاوت‌های فرهنگی در مذاکره موضوعی است که در رسانه‌های فارسی زبان نسبت به سایر جنبه‌های مذاکره کمتر مورد توجه قرارگرفته است.
شخص با استفاده از ترفند «رسم اینجا این طوریه» سعی می‌کند با استفاده از تفاوت‌های فرهنگی و تفاوت‌های بومی سوءاستفاده کرده و با تغییر ایجاد کردن در بندهای مشخص قرارداد و یا کسب امتیاز در مذاکره یا تحمیل هزینه‌های جانبی به فرد مقابل، اوضاع را هرچه بیشتر به نفع خودش رقم بزند.
برای اینکه متوجه شوید که طرف مذاکره‌ی شما از ترفند «رسم اینجا این طوریه» استفاده می‌کند یا نه به چنین جمله‌ای یا مشابه چنین جمله‌ای از طرف او دقت کنید:
«اما ما در اینجا همیشه این مورد را این‌طور انجام می‌دهیم»
اگر شما از قبل، با طرز جواب دادن و مقابله‌ی درست با این ترفند آشنا نباشید، در جلسه‌ی مذاکره در مقابل چنین سخنی دچار مشکل خواهید شد.
اولین کاری که باید در مقابل این مورد از ترفندهای مذاکره انجام بدهید این است که حرف طرف مقابل را اگر هم نتوانید رد کنید قبول نکنید ولی تا جایی که امکان دارد باب مذاکره را باز نگه دارید.
بررسی‌های کارشناسانِ موضوع ارتباطات و مذاکره نشان می‌دهد که با باز نگه داشتن موضوع بحث و پرسیدن سؤال‌های هوشمندانه که ضعف منطقی خواسته‌ی فردِ مقابل را آشکار و آشکارتر کند می‌توان مانع از موفقیت طرق مقابل در انجام این نقشه شد.
حتی اگر مذاکره منجر به شکست شود با پذیرفتن سخن طرف مقابل اجازه ندهید که ترفند «رسم اینجا این طوریه» مؤثر واقع شود.
یک ضد ترفند مذاکره


اگر پیش از برگزاری مذاکره حدس می‌زنید که امکان دارد طرف مذاکره‌ی شما از ترفندهای مذاکره و ازجمله از ترفند «رسم اینجا این طوریه» استفاده کند، لازم است که با یک نفر متخصصِ بومی آن منطقه مشورت کرده و آداب و رسوم و روش‌های فرهنگی و معاملاتی آن منطقه را دقیقاً از او بپرسید و یاد بگیرید.
مثلاً امکان دارد در برخی کشورها یا در برخی شهرهای یک کشور، هزینه‌ی وکیل بر عهده‌ی خریدار یا برعکس بر عهده‌ی فروشنده یا نصف به نصف باشد.
حال شما اگر از قبل با چنین مواردی در شهر یا کشور دیگری که برای مذاکره به آنجا خواهید رفت آشنا باشید، ترفندهای مذاکراتی متکی به‌رسم و رسوم منطقه‌ای شما را متضرر نخواهد کرد و مواردی مثل هزینه‌ی ثبت، هزینه‌ی وکیل، هزینه‌ی حمل، هزینه‌ی دفترخانه و امثال آن به شما تحمیل نخواهد شد.
گاهی موضوع فقط مالی نیست و امکان دارد از شما به بهانه‌ی اینکه رسم قرارداد بستن در منطقه‌ی آن‌ها چنین و چنان است از شما تعهداتی در ابتدا غیرمالی بگیرند که بعدها بسیار به زیانتان تمام شود، لذا باید همیشه مراقب این ترفند مذاکراتی باشید.


https://irannegocenter.ir/
۰ ۰

ترفند های مذاکره – حیله‌ی اجرای شرایط و ضوابط استاندارد!

۷ بازديد
یکی از ترفند های مذاکره بهانه‌ای تحت پوشش اجرای شرایط و ضوابط استاندارد است.
این ترفند مذاکراتی در حقیقت یکی از زیرمجموعه‌هایی ترفندی به نام «رسم اینجا این ‌طوریه» است؛ اما تحت پوششی متفاوت.
با مجموعه آموزشی بسازیم همراه باشید
یکی دیگر از ترفند های مذاکره را بشناسید
در این حیله که اجرای شرایط و ضوابط استاندارد نام دارد، یکی از طرفین مذاکره در قرارداد نهایی، کلکسیونی از مقررات و ضوابط مختلفی را که به نفع خودش است در متن قرارداد وارد می‌کند؛ درحالی‌که برخی از همان شرایط و مواد قانونی می‌توانست وارد قرارداد نشود و قرارداد نیز قانونی باشد.
به عبارت دیگر، در این ترفند مذاکراتی، یکی از طرف‌ها تمامی شرایط و مقرراتی را که الزاماً نیازی به آن‌ها نیست ولی بنا به شرایط موجود، به نفع وی است را اغلب در انتهای متن قرارداد نهایی با حروف چاپی ریز وارد می‌کند.
وقتی که طرف دیگر مذاکره درباره‌ی این موارد متعدد قید شده در قرارداد سؤال می‌کند معمولاً با زیرکی چنین پاسخی می‌دهند:
«این موارد در تمامی قراردادهای ما وجود دارند؛ این‌ها شرایط و ضوابط استاندارد مربوط به کار ما هستند!»
باید دقت کنید که اگر شرایط قید شده در آن قرارداد بخصوص اگر که از طرف یک گروه حقوقی یا وکیل نوشته شده باشند، به معنای تغییرناپذیر بودن آن‌ها خواهد بود.
راه مقابله با ترفند اجرای شرایط و ضوابط استاندارد
شما باید به‌عنوان مذاکره‌کننده بدانید مواردی که به‌عنوان شرایط و مقررات استاندارد در انتهای قرارداد به‌صورت چاپ شده وجود دارند نباید مفاد داخل قرارداد را تضعیف یا نفی کنند.
تمامی این مواردِ موسوم به شرایط و ضوابط استاندارد را بخوانید و هر ماده‌ای را که به کار شما مربوط نبود یا یکی از موارد متن اصلی قرارداد را تضعیف یا رد می‌کرد را نپذیرید، در غیر این صورت گرفتار خواهید شد.
فراموش نکنید که شما می‌خواهید با طرف مذاکره‌تان کار یا معامله کنید و او نیز می‌خواهد با شما کار کند، پس شما هم دارای قدرت مذاکره هستید و باید از این قدرت به نفع خودتان استفاده کنید.



https://irannegocenter.ir/
۰ ۰